سلام بچه ها من اومدم.

از پيغامهاتون خيلی ممنون. خيلی خوشحال شدم وقتی می خوندمشون.

مرخصی استعلاجی من تا ديروز بود و من از امروز ديگه بايد می آمدم اداره. چون ماه حساس همين ۲ ماهگی بود . البته دکتر به من گفته که از اين به بعد هم مراقب باشم. ولی استراحت مطلق نيازی نيست و می تونم همه کارهام رو انجام بدم.

راستی رفتم سونوگرافی نی نيم و ديدم. وقتی ديدمش کلی ذوق کردم و کلی خيالم راحت شد. خودش اندازه يه بند انگشت بود و قلبشم اندازه نخود. دکتر خوب خوب و از نزديک بهم نشونش داد. قدرت خدا رو می بينين. قلبش با همه کوچيکيش مثل قلب آدم بزرگا باز و بسته می شد و من قشنگ زدن قلبش رو واضح ديدم. آخه دفعه قبل ديگه به اينجاها نرسيده بود و من هنوز سونوگرافی نرفته بودم. بخاطر همين اين دفعه چون بار اولم بود خيلی ذوق کردم و برام جالب بود.

خدا رو روزی هزار مرتبه شکر می کنم که اتفاقی نيفتاد و روزی هزار مرتبه ازش می خوام که ماههای باقيمونده رو هم بدون مشکل بگذرونم و بهم يه بچه سالم بده.