امروز وارد هفته دوازدهم شدم. چشم به هم بزارم هفته های بعد هم  مياد و ميره به همين سرعت که اين ۱۲ هفته گذشت. خدا کنه که هر چه زودتر بگذره و من نی نی رو زودتر ببينم. شنبه قراره برم سونوگرافی. می خوام برم نی نی رو ببينم. خيلی خوشحالم و لحظه شماری می کنم که زودتر شنبه برسه و من نی نی رو ببينم. فعلا به ديدنش توی مانيتور راضی ميشم. يه سونوگرافی سه بعدی از اين جديدا که رنگی هم هست از بچه هم عکس ميدن بايد توی هفته هيجدهم برم. وای چقدر جالبه و چقدر علم پيشرفت کرده .  می تونی بچه     ۵/۴ ماهه خودت رو واضح و کامل ببينی و ازش عکس داشته باشی تا توی صفحه اول آلبومش بزنی و بعدن بهش بگی که تو يه روز اين شکلی بودی. خيلی دوست داشتم همين سونوگرافی روز شنبه رو هم از همين سه بعدی رنگيا می رفتم. ولی دکتر گفت تا هفته هجدهم نيازی به اين سونوگرافی نيست و فعلا يه سونوگرافی معمولی برام نوشت.

نی نی نازم ديگه داريم يواش يواش به روزای تکون خوردنت نزديک ميشيم. ميگن نی نی ۴ ماهش که تموم ميشه تکون می خوره. يعنی ۱ ماه ديگه تو تکون می خوری. خيلی منتظر تکون خوردنت هستم. چون بهتر و بيشتر حست می کنم. راستی دکتر بهم گفته دفعه بعد که بيای می تونی صدای قلب نی نيت رو بشنوی. دوست دارم زودتر صدای قلبت رو بشنوم عسلکم. راستی می بينی مامانی چقدر هوات و داره و چقدر مواظب به تو. همش چيزای خوب می خورم که تو رشدت خوب باشه. زيادم کار نمی کنم که تو يه موقع اذيت نشی. بعدن که اومدی يادت نره ها. البته بنده خدا بابا که اصلا اهل کار نبوده و تاحالا اصلا کار نمی کرده حالا ديگه خيلی کمک مامانی می کنه و بخاطرتو اصلا نمی زاره مامانی ناراحت بشه و غصه بخوره. اون دوست داره که تو بچه سالم و خوبی باشی و از الان هدفش اينه که تو حتما آدم بزرگی بشی. دوست داره که آدم شجاعی باشی و اون هميشه بهت افتخار کنه.

الان نمی دونم دختری يا پسر. هر کی که بهم ميرسه يه چيز ميگه. يکی ميگه ترشی دوست داری بچت دختره. يکی ميگه اينکه پهلوهات چاق شده بچت پسره. يکی ميگه خواب ديدم بچت دختره و يکی ميگه چشات يه برقی داره بچت پسره. خلاصه هر کی يه چيز ميگه. منم بهشون ميگم هر چی که هست ايشاالله سالم باشه و صالح. اصلا مهم نيست که دختر باشه يا پسر.هر چی که باشه برامون عزيزه و با اينکه الان خيلی کوچيکه ولی خيلی دوسش داريم.