شنبه رفتم سونوگرافی. جاتون خالی كلی حال كردم. اولش كه خيلی دلم شور می زد و همش می گفتم نكنه الان برم تو بهم يه خبر بد بدن. ولی وقتی رفتم توی اتاق خانم دكتر و دكتر هم خدا رو شكر خيلی خوش اخلاق بود و نی نی رو توی صفحه مانيتور برام بزرگش كرد و ديدمش خيالم راحت شد. دكتر گفت وای چه بچه بامزه اي، چقدر وول می خوره از الان.  و قشنگ تك تك اجزای بدنش رو بهم نشون داد.يه چيزی برام خيلی جالب بود  اونم اين كه همين كه دكتر دستای نی نی  رو بهم نشون داد فينگيل من دستش رو تكون داد و من اين صحنه رو خيلی واضح ديدم و كلی ذوق كردم. دكتر هم بهم گفت مثل اينكه نی نيت داره بهت سلام ميده.

نی نی ناز من! قربون اون دستای كوچولوت برم كه برام تكونش ميدي. می دونم می خواستی بهم بگی كه مامانی ببين من سالمم. اينقدر نگرانم نباش. كی ميای نی نی نازم كه من اون دستای كوچيك و نازت و بخورم. حالا ديگه واسه من دست تكون ميدي.

وقتی واسه بابايی تعريف كردم كه تو دست تكون دادی و كلی هم وول خوردی كلی ذوق كرد و گفت حتما منظورش از دست تكون دادن اين بوده كه به بابا سلام برسون و كلی افسوس خورد كه كاش سركار نبود و با من ميومد تو رو می ديد.

از شنبه تا حالا بيشتر بی قرارتم نی نی نازم!