من امروز رفتم سونوگرافی سه بعدی و ساعت ۱۲ ظهر توی صفحه مانيتور پسرم رو ديدم. حتی تك تك انگشتای دستش و چشماش و همه صورتش رو دكتر از نزديك بهم نشون داد. پسرم چشمای درشتی داشت و توی صورتش چشماش خيلی واضح مشخص بود. ديديد گفتم يه حسی بهم ميگه بچم پسره. ديديد كه حدسم درست بود. نمی دونيد چه دلهره ای داشتم وقتی داخل اتاق دكتر شدم. چون می دونين كه اين سونوگرافی های سه بعدی سلامت جنين رو هم چك ميكنه.  خدا رو شكر به گفته دكتر بچه سالم و طبيعی بود. دكتر جنسيت بچه رو اينطوری بهم اعلام كرد:

دكتر: اين صورت پسرتونه

من بعد از چند لحظه تازه متوجه شدم كه دكتر گفت پسرتون

من: دكتر پسره؟

دكتر: بــــــله پــــسـره

من: آخ جون! خدا رو شكر!

و كلی خوشحال شدم و ذوق كردم. هرچند كه واقعا برام فرقی نداشت. يعنی اگر بهم می گفت دختر بازم خوشحال می شدم. ولی وقتی گفت پسر بيشتر خوشحال شدم. وقتی به سيامك زنگ زدم كه بهش خبر بدم :

سيامك: چی شد ؟

من: دوست داری چه جوابی بهت بدم؟

سيامك: نمی دونم. زود بگو ديگه....

من: پسره

سيامك: پسره ..............و كلی ذوق كرد.

پسر گلم مثل دفعه پيش اين بار هم كلی وول خوردی. پسر كه هستي، شيطونم كه هستی ، ديگه هيچی ديگه، حتما می خوای از در و ديوار بری بالا. حالا فعلا اون تو آزادی. هر چقدر دوست داری شيطونی كن. ولی وقتی اومدی بيرون بايد بچه خوبی باشی و زياد شيطونی نكني. باشه پسرم !....