وقتی که تصميم گرفتم بچه دار شم گشتم تو وبلاگها و خاطرات مامانا رو که لطف کرده بودن و برای بچه هاشون نوشته بودن خوندم و خيلی خوشم اومد. مخصوصا وبلاگ چند تا از مامانايی که از دوران بارداريشون و احساسشون توی اون دوره نوشته بودن.

اين شد که من هم تشويق شدم که شروع کنم که به اميد خدا اگه خدا به من هم يه نی نی داد خاطراتش رو از زمان بارداريم تا موقعی که بزرگ ميشه بنويسم تا بعدها خاطراتش رو بخونه و لذت ببره.