فرشته كوچولوی مامان! عزيز مامان! فقط ۱۹ روز تا اومدنت مونده و من و تو الان توی هفته ۳۶ هستيم. نمی دونی چقدر خوشحالم و چقدر به روزی كه به اميد خدا تو به دنيا ميای فكر می كنم. به لحظه ای كه چشمم و باز می كنم و تو رو كنار خودم می بينم. اون لحظه بدون شك قشنگ ترين لحظه زندگی منه.

نمی دونم كه برای اومدن به اين دنيا چقدر خوشحالي، ولی می دونم كه به خواست خدا داری كوله باری رو كه توش يه دنيا عشق و مهربونيه آماده می كنی تا با خودت به اين دنيا بياري. پسركم تو يه فرشته ای كه هر چی از خدا بخوای بهت ميده. پس ازش بخواه كه كوله بارت رو پر كنه از عشق و خوشبختی و سلامتي. ازش بخواه كه هميشه هوات و داشته باشه و هميشه به فكرت باشه. ازش بخواه كه تو فرشته كوچولو رو در كنار مامان و بابا و مامان و بابا رو هم در كنار هم خوشبخت كنه و توان بزرگ كردن تو و موفق كردن تو توی زندگی رو به ما بده.

مامان جون توی اين ۱۹ روز باقيمونده خيلی كار داری كه بايد انجام بدي. ديگه بهت سفارش نمی كنم و می دونم كه خودت حرف دل مامان رو می دونی و می دونی كه مامان دوست داره تو كوله بارت چی باشه.

مامان بزرگت (مامان مامانت) مثل مامانت اين روزای آخر خيلی بی تابه و دوست داره زودتر نوه عزيزش رو ببينه. به هرحال تو نوه اولشی ومامانيت خيلی دوست داره من هم بخاطر اينكه راحت بيام اداره و اذيت نشم فعلا خونه مامان بزرگ اينها هستم. مامان بزرگ خيلی بهم ميرسه و همش هوای من و داره كه يه موقع آب توی دل تو تكون نخوره. يادت باشه كه وقتی اومدی يه ماچ ازش بكنی تا خستگی اين چند وقتش در بياد.