سلام! ببخشيد که اينقدر منتظرتون گذاشتم.  از پيغامهای پر مهرتون ممنون. خيلی خوشحال شدم وقتی امروز اونها رو خوندم. مرسی که اينقدر منتظر اين آقا پسر ما هستين.

ایليا خان ما با ۳ روز تاخير قراره به اميد خدا ۴ شنبه بياد. هفته پيش وقت دکتر داشتم و دکتر با اينکه قبلا برای ۲۳ وقت داده بود ولی اين دفعه نظرش اين بود که هنوز وقت دارم و هر چقدر زمان سزارين به زمان زايمان طبيعی نزديک تر باشه برای بچه بهتره. البته اگه سيامک با من نيومده بود من دکتر رو برای همون روز ۲۳ راضی می کردم. ولی تا دکتر اين حرف رو زد سيامک سريع گفت هر جور شما صلاح می دونين دکتر و منم ديگه نتونستم حرف بزنم.

مدام اين ساک بيمارستان رو چک می کنم و فکر می کنم که چيزی رو از ياد نبرده باشم. خلاصه که فردا و پس فردا رو هم بايد منتظر بمونم. البته چون توی خونه هستم و مدام در حال استراحت زمان برام خدا رو شکر زود ميگذره. چون همش خوابم.

خلاصه که اين آقا پسر حسابی ديگه ما رو بی تاب کرده.  اين روزای آخرم که هی خودش رو می کوبه به در و ديوار که بابا من جام تنگه زود باشين من و بيارين بيرون

يادتون باشه که روز ۴ شنبه برام از صبح دعا کنين. چون خيلی نگرانم.

سعی می کنم که حتما هفته آينده آپ کنم و عکسای ايليا رو براتون بزارم.

پس فعلا خداحافظ تا آپ بعدی به اميد خدا با عکسای ايليا