عزيزك مامان، الهی مامان فدات بشه كه اينقدر ديگه بزرگ شدی كه قشنگ می تونم جای سر و دست و پات رو تشخيص بدم. به قول مامان بزرگ قربون اون هيكلت برم حالت كه خوبه؟ 10.gifكم و كسری كه نداري؟ خلاصه اگه ويتاميني، نمی دونم چيزی كم داری مامان بيشتر بخوره ها. 09.gif

فكر كنم حسابی پر مو باشی ها. آخه ميگن وقتی مامانا زياد ترش كنن و معدشون اذيتشون میكنه يعنی بچه داره مو در مياره. خلاصه من هر روز همين وضع و دارم و با اينكه تحملش خيلی سخته ولی خيالم راحته كه تو كچل نيستی 04.gifو يه عالمه مو داری ، آخه هم من هم بابات جفتمون موهای سرمون خيلی پرپشته، احتمالا تو هم حسابی سرت داره مو درمياره و فكر كنم از اون بچه هايی باشی كه وقتی به دنيا ميای موهات از زيادی بريزه توی صورتت. وای چه بانمك ميشي.10.gif

پسرم می دونی كه داريم هفته ۲۹ رو تموم می كنيم و دقيقا تا اومدن تو ۶۸ روز مونده. 05.gifفقط ۶۸ روز ديگه.05.gif بعد از من و بابا سيامك مامان بزرگا و بابابزرگات بيشتر از همه منتظرتن . هر روز هم كه ميگذره اين انتظار رو بيشتر توی چشم اطرافيان ميشه ديد. 08.gifعزيزم بدون كه از الان خيلی همه دوست دارن.07.gif خيلی ! 07.gifبابا كه همش ميگه ايليا بياد من ميخوام ببرمش حموم.04.gif از الان دعوا داريم كه كی تو رو ببره حموم. عشق حموم بردن تو از الان كشتش. منم گفتم باشه صبحها كه تو نيستی من می برمش، شبا هم تو ببرش.(الهی بميرم فكركنم همش قراره توی حموم باشي).18.gifشبا كه می خوابم حركاتت خيلی بامزس و كلی نصفه شبی من و می خندوني.04.gif هر طرف كه می خوابم تو قل می خوری ميای همون وری و همون سمت و لگد بارون می كني. 10.gif

راستی مامان بزرگت و بابابزرگت از سوريه اومدن و كلی هم برای من و تو سوغاتی آوردن (برای بابا سيامك كم آوردن). 03.gifدستشون درد نكنه. يه چيزای خوشگلی برای تو آوردن. نيما پسرعمت ميخواست اونا رو ورداره. ولی تو خوشم اومد خوب از خودت دفاع كردي. همچين همون موقع كوبيدی به شكم من كه همه ديدن و مامان بزرگت هم نزاشت نيما به وسايلت دست بزنه و گفت درسته كه ايليا نمی تونه حرف بزنه، ولی با اين لگدی كه زد معلوم بود كه نمی خواد اسباب بازياش رو به كسی بده.18.gif آفرين پسرم كه از الان بلدی از حق خودت دفاع كني.35.gif 

چند شب پيش خواب ديدم كه توی بيمارستانم و تو به دنيا اومدي. ولی تو رو به من نشون نميدن.31.gif خلاصه بعد از كلی اشك و ناله17.gif بالاخره دكترها گفتن كه بيا پسرت رو ببين. بيا ببين چقدر خوشگله. من اومدم از دور تو رو ديدم كه دارن روت عمل جراحی انجام ميدن (خدا نكنه)، 34.gifخيلی گريه كردم 17.gif، بعد دكترها به من گفتن كه بيا جلو از نزديك ببينش. بيا ببين چقدر خوشگله. وقتی اومدم نزديك، تو چشمات و باز كردی و ديدم چشمات سبزه و اينقدر خوشگل بودی كه همه دكتر و پرستارها فقط از خوشگلی تو حرف می زدن.11.gif ولی يه مشكلی داشتی و داشتن عملت می كردن و من هم خيلی ناراحت بودم و گريه می كردم. وقتی از خواب بلند شدم خدا رو شكر كردم كه خواب بودم 13.gifو بيشتر از هميشه از خدا خواستم كه تو رو بهم سالم و صحيح بده. 01.gifاول از همه سلامتيت برام مهمه و بعد هم اميدوارم كه بچه صالحی باشی عزيزم. 05.gif

پسرم تو هم اون تو مواظب به خودت باش تو رو خدا. هر كی بهم ميرسه ميگه ماه های آخر خطرناكه، ممكنه بند ناف بپيچه دور گردن بچه و من نگران رو نگرانتر می كنن.31.gif اين خوابای پريشون رو هم از نگرانی زياد می بينم.15.gif مامان جون دور و بر بندناف نچرخی ها. اون خطرناكه. می دونم كه جات خيلی تنگه. از حركاتت معلومه. ولی ازت می خوام كه ۶۸ روز ديگه هم تحمل كني. 19.gif

 

/ 30 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارکا

هين نه اين.ای بی سواد :(((

باباي فردا

می دونين... می دونين دخترکم ديگه راه افتاده و داره مياد٬ فکر کنم تا الان ديگه با ايليا عزیز و ياسمين خوشگل هم خداحافظی کرده باشه و مطمئن باشين درست در لحظه ای که برسه٬ اون يه دنيا عشقی را که ايليا برای شما و بابای عزيزش کادوپيچی کرده و فرستاده را براتون ارسال ميکنه ... صبح دوشنبه ۲۱ آذر و قبل از ظهر منتظر باشين... اون عشق مستقيم مياد و ميره توی دلتون.

مامان ديبا

خوب مباركه . ميبينم كه حالتون خدارو شكر خوبه و ديگه چيز زيادي به اومدن گل پسر باقي نمونده انشاالله به زودي عسل كوچولوت رو در آغوش ميگيري

بهانه

سلام سمي خانم. روزت بخير. مي بينم كه ديگه داري روز شماري مي كني. پسره هم حسابي بي تاب شده تا بياد كلي براي مامانش دلبري كنه. راستي نگران خوابت نباش. خير بوده چون گريه توي خواب خوشحاليه و عمل جراحي هم نشونه سلامتي بعدش مگه نشنيدي ميگن خواب ... چپه؟؟؟ خلاصه كه نگران نباش و همه چيز رو به خدا بسپار. بعدش داستان بندناف و اينها همه دروغه گوش نكن. راحت و ريلكس باش كه هيچ اتفاقي نمي افته فقط روزهاي آخر بايد مراقبت بيشتري بكني چون ديگه اقاايليا بزرگ شده و مراقبت بيشتري نياز داره . همين و بس مراقب خودت هم باش. شاد و سلامت باشي

مامان نازنين

با اطمينان ميگم مابقی اين روزها به چشم برهم زدنی تموم ميشه و فقط خاطراتش ميمونه. نگران بند ناف هم نباش من اطلاع علمی دارم که اين اتفاق نمی افته و اين چيزی که ما شنيديم ممکنه حين زايمان طبيعی اتفاق بيفته. شاد باشی

اروند

انگاري فقط دوماه مونده! درست زماني كه باباي فردا شروع كرد به نوشتن در وبلاگستان و چقدر زود گذشت ... شاد و سرخوش باشيد

مخلوق( بهارك )

سلام جه تجربه های جالبی مو دراوردن بچه لگد زدنش و دفاع از اسباب بازی هاش اميدوارم سالم و سلامت باشه ---------- موفق باشيد و کانون خانوادهتان هميشه گرم

somaieh

ممنون که خبرم کردی:) انشاءاله سالم باشه و صالح

اروند

ممنون از تبريکتون و هم اعلام حمايت از سليقه ام!

مامان تینا و سینا

سلام. ايشالله به همين زودی پسر گلت سالم و سلامت بدنيا مياد ما منتظر اون روز هستيم . ايشالله سالم و تندرست باشيد.