قبل از هر چیز روز زن و روز مادر رو به همه شما دوستای خوبم و مامانای مهربون تبریک میگم 11.gif امیدوارم خدا هر کی و که دوست داره مامان بشه و هنوز نشده رو زودتر مامان کنه و همه مامانا رو هم سالم و سلامت برای بچه هاشون نگه داره . دیگه امروز همتون خوش به حالتونه کادو می گیرین و البته کادو هم باید بدین 05.gif.

08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif

مامان مهربونم ! ازت ممنونم بخاطر زحمتایی که برای ایلیا می کشی و همچنین برای من 11.gif من همیشه شرمنده محبت های شما هستم و می دونم که هیچ کلام و هیچ هدیه ای نمی تونه محبتهای شما رو جبران کنه . شمایی که از استراحت و از زندگی خودت زدی و تمام وقتت و گذاشتی تا به نوه عزیزت برسی . شما که به بهترین نحو ممکن داری از پسر من نگهداری می کنی ! اینقدر براش حوصله داری که من یه موقع هایی تعجب می کنم که چقدر به دل ایلیا راه میای 13.gifمن که از شما اینقدر کوچیکترم حوصله ای رو که شما در مقابل ایلیا دارین ندارم . امیدوارم روزی بتونم ذره ای از محبت های شما رو جبران کنم 06.gif.

ایلیای من ! 11.gif عزیزم از تو هم ممنونم که با ماما ماما گفتنت یادم میندازی که من یه مادرم ! آخه تو که نمی دونی چه لذتی می برم و چه کیفی می کنم وقی ماما ماما کنان از من طلب شیر می کنی 05.gif  لحظه هایی که به تو شیر میدم جزء بهترین لحظه های زندگی منه و من از الان دارم غصه می خورم که تو ۶ ماه دیگه میشه ۲ سالت و اون وقت من باید تو رو از شیر بگیرم 02.gif. عزیزم تو تا حالا که پسر خیلی خوب و ماهی برای من بودی و هیچ وقت اذیتم نکردی امیدوارم همیشه همینطوری بمونی ! 41.gif این و بدون که از لحظه ای که اندازه یه نقطه بودی و وجودت و حس کردم زندگیم رنگ دیگه ای گرفت و تو شدی همه زندگیم. هر چی بزرگتر میشی بیشتر حس مامان بودن بهم دست میده و من چقدر این حس رو دوست دارم !08.gif

عزیزم امسال روز مادر تو اینقدر کوچولویی که نمی تونی به مامانی (مامان من) روز مادر و تبریک بگی و ازش بخاطر اینکه از تو به این خوبی نگهداری می کنه تشکر کنی 11.gif ولی انشاا...  به امید خدا سال دیگه این موقع تو می تونی عین بلبل حرف بزنی و معنی و مفهوم این روز و می فهمی. اون وقت دوتایی با هم میریم پیش مامانی و تو بعد از اینکه یه عالمه بوسش کردی بهش میگی 11.gif مامانی جون روزت مبارک 11.gif و با دستای کوچولوت کادوش رو بهش میدی عزیزم ! می دونم که مامانی اون روز خیلی کیف می کنه و خستگیش در میره 05.gif.

خدای مهربونم ! از شما هزار بار ممنون و سپاسگزارم بخاطر حس قشنگ و زیبای مادری که با هدیه قشنگت به من ارزانی کردی 05.gif خداوندا ! ممنونم ازت بخاطر اینکه من اولا یک زن هستم و دوما یه مادر 01.gif خدایا خداوندا ! تو مهربونی و همیشه مهربونیت شامل حال من شده ولی من بنده خوبی برات نبودم و نیستم  02.gifخودم می دونم . ولی تو من و ببخش و این سعادت و لیاقت رو به من بده که جزء بنده های خوب تو باشم و محبتت رو از من دریغ نکن 05.gif برای همه نعمتات شکر شکر شکر ! 29.gif

                                           08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif

خوب حالا میریم سراغ عشق و عسلی مامان 11.gif ایلیای گلم ! امیدم ! وجودم ! تمام زندگیم ! دیگه چی بگم آخه که عاشقشم به مولا 21.gif

اول این و بگم که دندون پنجم هم در اومد و دندون ششم هم داره در میاد و خدا رو شکر اینا زیاد اذیتش نمی کنن. دیگه بچم حسابی دندون دار شده قربونش برم من 11.gif.

یادتونه گفته بودم که هیچی نمی خوره ؟ 07.gif خوشبختانه خدا رو شکر خیلی بهتره شده و دیگه همه چی میخوره 41.gif مخصوصا اگه در حال دیدن برنامه محبوبش یعنی سیاساکتی باشه اون حواسش به برنامس من تند و تند می زارم تو دهنش. عاشق ماهیه و خیلی ماهی دوس داره . البته من بیشتر ماهی قزل آلا بهش میدم . تن ماهی هم خیلی دوست داره ولی چون زیاد مطمئن نیستم که سالم باشه بهش کم میدم. کلا ماهی رو از گوشت و مرغ بهتر می خوره . سیب زمینی سرخ کرده هم خیلی دوس داره . ماست هم همچنان یهو یه کاسش و هرتی میکشه بالا . تخم مرغ دیگه مثل اون موقع ها نیست که اصلا نخوره ولی یه کم می خوره که بیشتر به صورت نیمرو با کره براش درست می کنیم می خوره . روزی یه بار فرنی تو شیشه ظهرها که می خوابه و سرلاک باز تو شیشه شبها که می خوابه بهش میدیم 03.gif.

راستی به نظر شما اگه یه بچه ای که هنوز یک سال و نیمش هم نشده دوچرخه بخواد   اسکیت بخواد هر شب بره پارک وقتی بشه ۴ یا ۵ سالش چی می خواد؟ 07.gif اون وقت دوست داره با چی بازی کنه ؟ 07.gif آخه من همیشه فکر می کردم که دوچرخه و اسیکت و اینا رو وقتی ایلیا بشه چند سالش باید براش بخریم. هیچ وقت فکر نمی کردم که وقتی هنوز یک سال و نیمش نشده اینقدر عاشق این چیزا بشه 04.gif یه مدتی بود اصلا سوار سه چرخه کوچولوش که خالش واسه تولدش گرفته بود نمی شد ولی تو کوچه و پارک دوچرخه می دید می خواست سوار شه . بعد فهمیدیم که این فسقل آقای ما دوچرخه می خوان و دیگه سه چرخه پلاستیکیشون و قبول ندارن 13.gif دوست دارن گنده تر از سنشون رفتار کنن . باباش رفته چند روز پیش براش یه دوچرخه خوشگل و مامانی خریده آورده ایلیا خواب بوده گذاشته کنارش . ایلیا که بیدار شده مامانم میگه اینقدر ذوق کرده از اون روز تا حالا هم مدام سوارشه 03.gif خوش به حال این بچه ها ! چه دنیای کوچیکی دارن که با یه دوچرخه اینقدر خوشحال و ذوق زده میشن 01.gif.

اسکیت ببینه الا و بلا میگه پام کنین. نمی تونه باهاش راه بره می خوره زمین گریه می کنه . از پشت می گیریمش و راش می بریم یه کیفی می کنه . کلا از بچه های بزرگتر از خودش و از بازیهایی که بچه های بزرگتر می کنن بیشتر خوشش میاد 11.gif.

به بهونه ایلیا که پارک خیلی دوس داره و روزا هم پارک شلوغه و گرمه کارمون شده هر شب راه بیفتیم بریم پارک 15.gif طرفای خونمون چند تا پارک هست. شام و که می خوریم با مامانم و سیامک و گه گداری هم بابام راه میفتیم ایلیا رو می بریم پارک . البته نمی دونم شاید ایلیا ما رو می بره پارک 04.gif اونجا این آقا واسه خودش کلی تاب بازی و سرسره بازی می کنه و کیف می کنه و البته خودش و از بالا تا پایین خیس می کنه . دیگه اسمش و باید بزاریم اردک 21.gif تو خونه که راه میره هی میگه اموم و میخواد همش تو حموم باشه . تو پارک هم که یکسره در حال آب بازی و راه رفتن تو حوض وسط پارکه 01.gif اولا به این که دستش و بگیریم و تو اون آب راه بره رضایت می داد ولی تازگیا فسقل خان با جیغ و داد میگه الا و بلا من و بزارین تو آب دستم رو هم نگیرین تا من بتونم تو آب ملق بزنم و بشینم. اینطوری میشه که ما مجبور میشیم از تو حوض با گریه بیاریمش بیرون و با گریه برش گردونیم خونه که چرا نمی زارین من تو حوض وسط پارک بشینم. می بینین تو رو خدا ؟ 45.gif

بالاخره بعد از مدتها که موهای ایلیا بلند شده بود و چند بار چند نفری بردیمش سلمونی تاموهاش و کوتاه کنه و ایشون با گریه و کوبیدن خودشون این ور و اون ور نزاشتن این کار انجام بشه و آخرش هم ما مجبور شدیم برای جلوگیری از فرار مشریای دیگه سریع از آرایشگاه بیاریمش بیرون دو روز پیش مامان و بابام می زارنش تو کالسکش کمربندش رو هم می بندن می برنش آرایشگاه . مامانم میگه قبلش کلی باهاش صحبت کردم که ایلیا جان اگه بریم موهات و کوتاه کنی می برمت پارک برات سیاساکتی می زارم ال می کنم بل می کنم حالا بریم موهات و کوتاه کنی 07.gif ایلیا هم سرش و تکون داده که یعنی خوب 01.gif تو آرایشگاه اولش هی چپ چپ عمو سلمونی رو نگاه کرده 43.gif بعد که اون با قیچی اومده بالاسرش شروع کرده داد و بیداد کردن و گریه کردن و بابام از یه طرف سفت گرفتش مامانم هم از یه طرف دیگه تا بلاخره عمو سلمونی با هزار بدبختی موهاش و کوتاه کرده 23.gif ولی با این حال دستش درد نکنه خیلی خوب زده بود. آخه موهای ایلیا بلند شده بود شبا همش سرش عرق می کرد تازه اینقدر به نظرم لاغر میومد و همش هم به مامانم می گفتم ایلیا چرا لاغر و سبزه شده ؟ 07.gif اون روز که رسیدم خونه در که زدم دیدم ایلیای سفید و تپلی خودم با موهای کوتاه شده و مرتب بدو بدو اومد بغلم خندید 04.gif اینقدر ماچش کردم و خوردمش جاتون خالی 11.gif حالا عکساش و با موهای کوتاه دفعه بعد می زارم.

دیشب سیامک میگه سمیه یه نگاه به ایلیا بنداز ! ببین ماشاا... ایلیا بزرگ شده ها 30.gif

وای خدای من پارسال این موقع ایلیا همش ۵ ماهش بود و تازه داشت تمرین نشستن می کرد و چه صداهایی از خودش در میاورد. پیارسال هم این موقع من ۲ ماهه باردار بودم ! خدایا چه زود گذشت 05.gif.

از اون موقعی که باردار بودم نذر کرده بودم برای زیارت بریم مشهد. ولی اصلا تو این مدت جور نمی شد بریم. به امید خدا برای اواخر هفته آینده برنامه مشهد داریم. اگه من و قابل بدونین برای همتون دعا میکنم 01.gif.

خوب حالا به تلافی تنبلی این چند وقتم و واسه اینکه هفته دیگه نیستم که آپ کنم بجاش یه عالمه براتون عکس می زارم :15.gif

تو حیاط خونه مامان اینا یه تاپ داره که همیشه سوارش می کنیم. گذاشتمش رو تاپ یه هلش دادم رفتم تو اتاق و برگشتم دیدم داره چرت می زنه . خواستم بغلش کنم که ببرمش تو تختش بخوابه که یه ذره غرغر کرد و وسط چرت زدنش خودش و محکم چسبوند به تاپش تا نیارمش بیرون. منم یه هول دیگه دادم دیدم اینطوری شد :  46.gif

175709.jpg

عشق ماشین داره شدید ! وقتی می خوایم ماشین و بشوریم میشینه توش هر بار که شیلنگ آب و می گیریم رو ماشین کیف می کنه 03.gif

204902.jpg

اینجا هم که در حال قام قام سواری تو پارک نزدیک خونمونه 01.gif

230606.jpg

اینجا هم همه سر و صورت و لباساش بستنی خوردن غیر از خودش 04.gif

041934.jpg

اینم یه گزارش تصویری از چند شب پیش که رفته بودیم پارک نزدیک خونه . همیشه با کالسکش می بریمش که نه خودش از راه رفتن خسته بشه نه ما  30.gif

تازه رسیده بودیم هنوز از کالسکه درش نیاورده بودیم تا آتیش بسوزونه داشتیم تخمه می خوردیم و از اونجا که هر چی که ما بخوریم باید بخوره و هر کاری ما بکنیم باید بکنه اینجا داره به تقلید از بقیه تخمه می خوره . مدل تخمه خوردنش و دارین که 21.gif

015331.jpg

015333.jpg

اینم یه نما از وقتی که بهش میگیم ایلیا جان یه هیکل بگیر 38.gif

015334.jpg

015337.jpg

وقتی که کاری بخواد براش انجام ندیم بهش میگیم باید بچه خوبی باشی . اونم سریع دست به سینه میشینه و سرشم میندازه پایین تا هر کاری می خواد براش انجام بدیم. اینجا هم می خواست بره آب بازی نمی بردیمش دست به سینه نشسته ببریمش 03.gif

000622.jpg

035055.jpg

این هم مراحل آب بازیش . به بهانه آب خوردن رفت بعد یواش یواش پاهاش و دراز کرد دو تا دور شیر آب و بعد هم با دستش می زد آب می پاشید تو سر و صورتش می خندید 04.gif

002624.jpg

035052.jpg

025204.jpg

یاد گرفته سرسره رو خودش میره بالاش میشینه بعد سر می خوره میاد پایین 41.gif لباساشم همه خیس شده بود از بس آب بازی کرده بود 05.gif

235949.jpg

035100.jpg

الا کلنگ سواری. اون ورشم خودم نشستم. میگم که به اسم ایلیا به کام ما هم میشه 04.gif

035058.jpg

بعد هم تاب بازی 01.gif

035059.jpg

بهش گفتیم ایلیا دیگه می خوایم بریم بشین تو کالسکت داره خودش و لوس می کنه شاید دلمون بسوزه براش بزاریم بازم بازی کنه 02.gif

035056.jpg

حالا ساعت 12 شبه و ایلیا از زور خستگی و خواب این شکلی شده : 37.gif

035101.jpg

ببخشید خیلی طولانی شد. فکر کنم به جای جبران هفته دیگه که نیستم برای هفته بعدش هم نوشتم و عکس گذاشتم 39.gifحالا شما می تونین یه کاری بکنین 15.gif نصفش و این دفعه ببینید و نصف دیگشم هفته دیگه 21.gif.

/ 77 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کودک ما

سلام به سميه جان خدا حفظش کنه خيلی وقت است به من سر نزدی نمس دونی که نی نی من چيه ؟

مریم

سلام مامانی خوبین من تازه وبلاگ شما رو دیدم چه پسر خوشگلی دارین ماشاالله خدا حفظش کنه من لینکتون کردم

غريبه

سلامتی بچه هاتون توی ماه رجب روزی یک صلوات نذر کنین فرا رسیدن ماه رجب بر همه مبارک باشه اگه تونستین این رو تو کامنتها بیارید تا در ثوابش شریک بشین

ليلا

سلام مشتی خان به سلامتی برگشتی معلومه حالا بی خبر ميری قرار وبلاگی زودی عکسها شو بذار

نازنين

از ديدنت كلي خوشحالم ايليا نازنازي

ایلیا چه خوشگل شده ماشالا.... بینی و لباش کوچولوتر شده و چشاش درشت تر!!!

مامانی

سلام سميه جون خيلی جالبه که شما هم مشهد رفتين ما هم مشهد بوديم ولی شما يه هفته ديرتر از ما رفتين ايشالله که زيارتتون قبول باشه و بهتون خوش بگذره ايليای خوشگل رو ببوس ماشلله چه ناز شده .

سمیه(ستاره طلايی)

سلام عزيزم.......... زيارت قبول قرار وبلاگی خوش گذشت؟ بيا اينجا يه گزارشی ازش بده