عسلی مامان دلم برات تنگه.31.gif ميگی برای چي؟ 06.gif 

برات ميگم عزيز مامان. آخه از يكشنبه تا ۵ شنبه كه ميام سركار دلم برات تنگ ميشه. درسته كه از ساعت ۵/۴ بعدازظهر به بعد باهاتم و همش توی بغلمي، ولی بازم اون كه از صبح تا شب با هميم ، با هم می خوابيم، با هم بيدار ميشيم، با هم بازی می كنيم يه چيز ديگست.05.gif الانم خيلی خوشحالم. 08.gifآخه فردا جمعست و شنبه هم كه هميشه مامان تعطيله،‌ يكشنبه رو هم مرخصی گرفتم كه ۳ روز كامل با هم باشيم.01.gif بايد توی اين سه روز حسابی با هم بازی كنيم و بخنديم. 09.gif10.gif

چند روزيه كه يه كم بينيت گرفته و سرفه می كني. برديمت دكتر. گفت كه يه سرماخوردگی كوچيك داري. داروهات رو به موقع می خوري. ولی نمی دونم چرا هنوز خوب نشدي. مامانی خيلی نگرانته عسلم ...02.gifخدا كنه زودتر خوب بشی 25.gif

جمعه گذشته يه عروسی دعوت بوديم كه از دست تو كلی خنديديم. 18.gifبا اينكه همه بچه های كوچيك از سروصدای اونجا خوششون نيومده بود و بهونه می گرفتن ولی تو بی خيال اون شلوغی با رقص نورای رنگی تو سالن حسابی خودت و سرگرم كرده بودی و كاری به كار هيچ كس هم نداشتي. خودت با خودت بازی می كردی و می خنديدي. آفرين پسر خوب كه می دونی كجاها نبايد دنبال مامان بگردی و مثل يه آقا توی كريرت خوابيدی و كاری به كار مامان نداشتی . 09.gif10.gifراستی روز ۱۲ تيرماه تولد يك سالگی مهيار پسر دوست مامان بود. اين اولين تولدی بود كه دعوت شدی و مامانی برات آرزو می كنه كه هميشه تولد دعوت بشی و خوش باشي.08.gif از ديدن شيطونی های بچه ها حسابی خوشت اومده بود و شروع كردی به جيغ كشيدن و سر و صدا راه انداختن كه يه موقع ازشون كم نياري.09.gif ای شيطون! 03.gifمگه ميزاشتی كلاه تولد و بزاريم روی سرت. هی من می زاشتم سرت و تو پرتش ميكردی پايين. 21.gifتمام مدت هم نگاهت به اين تزئيناتی بود كه توی اتاق زده بودن و از اونها خيلی خوشت اومده بود. هی می خواستی اونا رو بگيری و دستت به هر كدوم هم كه می رسيد يه راست می برديش سمت دهنت. 11.gifآخه نمی دونم چرا از هر چی كه خوشت مياد فكر می كنی بايد بخوريش.32.gif

<a%20href=Image Hosted by Photo Hosting - Free Image Hosting

اين آقا پسر ناز كه تی شرت سفيد پوشيده دوستت مهياره كه كلاه تولدش رو گذاشته روی سر تو و تو هم داری نگاه می كنی ببينی اين چيه كه رو سرته.18.gif

<a%20href=Image Hosted by Photo Hosting - Free Image Hosting"

اين ماشين رو مادربزرگ و پدربزرگ مهيار براش كادوی تولد خريده بودن. حالا قراره يه دونه قشنگ ترش و مامان جون تو هم تولدت برات بخره. 09.gif

 <a%20href=Image Hosted by Photo Hosting - Free Image Hosting

آخه من چكار كنم كه تو هر چيزی رو توی دهنت نكني. مثل هميشه چون خيلی از اين ماشين خوشت اومده بود و ذوق زده شده بودی داشتی فرمون ماشين و می خوردی و تا مامان بزرگ مهيار خواست بلندت كنه گريه كردی 17.gif25.gif

 

/ 32 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهانه

واااي چقدر ناز و خوردني شده اين گل پسرت. مخصوصا تو اون ماشين خوشگل كه البته كمي رنگش دختروونه اس مثل آها شده. به مامان جونش بگو اگر خواستن زحمت بكشن و از اين ماشينا براي آقا ايليا بخرن به قول منگولك آبي باسه. آخه منگولك همه چيزش رو دوست داره آبي باش. از طرف من ببوسش.

مهرداد

می روم به خانه ای بیندیشم که در آن، طعم ناچیز زندگی را، با تفاخر شوم مرگ، به آدمی نچشانند. می روم گوشه نشین آن لحظه نجیبی شوم که برای یک لحظه قنوت عشق، هزار رکوع عاجزانه را تکلیفم نگردانند. ***** شاد زي مهربان...

سجاد

باعث خوشحالی که ميتونی احساس مادرانتو بيان کنيو ما که هيچ وقت مادر نبوديمو نميشيم تا اندازه ای درکت کنيم ... منم مادرم مثل تو مهربونه ... سالها منتظر ی فرصت بودم برای رسيدن به سينما / کار خوبی توی تهران پيدا کردم توی شبکه يک / ناظر ضبط سريالهای تلويزيونی ... ولی با مخالفت شديد مادرم روبرو هستم / نميتونم خانوادمو با عشق و ارزوهام عوض کنم / اجبارا بايد خودمو فدا کنم / کاشکی ی داداش داشتم ! برای خودت و کوچولوت ارزوی خوشبختی و سعادت ميکنم ... هر وقت اپ کردی خبرم کن .

بازم نيكو

در راستای تحقق امر خطير فرار مغزها از بلاگفا اينجانب به آدرس زير مهاجرت فرمودم:

احساس تنهايي

تا نشکند سکوت مرا های و هویتان کز می کنم درون خودم روبه رویتان می ترسم آنکه باز به بیراهه ام کشد آوازهای سرخ صدا در گلویتان چیزی است بین ما که مرا رنج می دهد این تلخی کلام من در گفتگویتان بگذار عاشقانه به پایان رسد غزل بگذار نشکند سکوت مرا های و هویتان سلام خوبین؟ واقعا زیبا بود دوست عزیز راستی قسمت نظرات خیلی خیلی دیر باز می شه نیم ساعته طول کشید تا باز شد به منم سر بزنید ممنون می شم موفق باشین یا حق

بابای آرمینا

سلام ممنون که به وبلاگ دخترم سر می زنید ... شما هم وبلاگ زیبا و با نشاطی دارین ... ما برای آپلود عکسها از سایت تينی پيک ( هر کار کردم انگلیسی بنویسم نشد) استفاده می کنیم . اسپلش اینه : تی ، آی ، ان ، وای ، پی ، آی ، سی خیلی راحت آپلود میکنه ... در ضمن من میخواستم اگه می تونید و میشه و دوست دارین ... لوگوی وبلاگتون رو برام بفرستید.. لوگوی زیبایی دارید.

بابای آرمینا

نه .... منظورم طرح وبلاگتون هستش... اون عروسکا و تخم مرغ های رنگی اون بالا ....

مرضيه

سلااااااااااام...قربون اون ماشين خوردنش بررررررررررررم بزنم به تخته روز به روز خوشگلتر و نازتر ميشه.