هفته هفدهم هم از راه رسيد و من خيلی خوشحالم كه زمان داره خدا رو شكر برام زود ميگذره. اين ۳ هفته هم كه تموم شه من نصف راه رو رفتم و ديگه ميفتم تو سر پاييني. 35.gif 

جای همتون خالی سفر هم خيلی خوش گذشت و كلی روحيم عوض شد. البته شديدا اونجا اشتهام زياد شده بود و وقتی می نشستم پای سفره ديگه تا دو تا بشقاب پر پلو و يك سبد بزرگ پر از سبزی خوردن نمی خوردم بلند نمی شدم.04.gif اصلا هم كاری نداشتم كه دورم اون همه آدم نشستن. دست خودم نبود اشتهام زياد شده بود. 06.gif جالب اينجا بود كه بعد از غذا هم يك بالش بر می داشتم و دنبال يك اتاق خلوت می گشتم تا بگيرم بخوابم. حالا فكر كنين اونجا خونه خاله همسر بود و تمام فك و فاميلشون و مادر و خواهرای همسر همه دورم بودن. ولی خداييش دستشون درد نكنه. خيلی هوام و داشتن و من حسابی حال می كردم. همه كارام رو انجام می دادن. چمدونم رو جابه جا می كردن. جای خوابم رو پهن می كردن و جمع می كردن.  اما متاسفانه اصلا نمی زاشتن من برقصم. 20.gifتا بلند می شدم می گفتن تو بشين. بچه سرگيجه ميگيره.18.gif منم كه ديگه تو عروسيا مگه می تونم يه دقيقه بشينم. ولی اين دفعه با چشم غره های فاميل شوهر با اون كفشای پاشنه بلندم اجازه راه رفتن هم نداشتم چه برسه رقصيدن.30.gif18.gif

پسر گلم ! قند عسلم ! ناز مامان ! خيلی دلم بی قرارته. مامان جونی چرا هر چی التماست می كنم هر چی ازت خواهش می كنم كه يه تكون بخوری كه مامانی خوشحال شه تكون نمی خوری پس. ای تنبل خوان. هرچند كه بعضی ها ميگن زوده اينقدر عجله نداشته باش. ولی من دوست دارم زودتر تكون بخوری تا من وجودت رو بيشتر احساس كنم. خلاصه اينكه اين ۲ هفته رو هم بهت وقت ميدم. اگه تو اين ۲ هفته ام تكون نخوری اون وقت باهات قهر می كنم. ببينم چقدر مامان و دوست داری و چقدر دوست داری مامان خوشحال شه. 07.gif08.gif

راستی بايد به بارون و فرايزدی و نازيلا آفرين گفت. 35.gif35.gif35.gifحدسشون درست بود. ما به اميد خدا اگه تا اون موقع نظرمون عوض نشه قصد داريم اسم پسرمون رو بزاريم ايليا. چون اين تنها اسمی بود كه هم من و سيامك و هم خانواده هامون پسنديدن. به هر كی هم ميگيم خوشش مياد و ميگه به چه اسم قشنگي !

معنی لغوی “ ايليا “ يعني “ خدای خدايان“  و نام زيبای حضرت علی به زبان عبري.

حالا نظرتون در مورد اسمی كه انتخاب كرديم “ ايليا“ چيه؟ 33.gif

 

/ 17 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماماني

نازی چه گل پسر خوبيه مطمئن باش مامانشو خيلی دوست داره . ايشالله که صحيح و سالم بدنيا بياد و دل مامان خوبش رو شاد کنه . چه اسم قشنگی هم انتخاب کردين مبارکش باشه . مواظب خودت باش خيلی مواظب باش .

سعید

می خونم ميام نظر هم می دم راستی تبادل لينک می کنی؟

سعید

مبارک باشه سمیه خانم اسمش خوفه ولی نمی دونم چرا از این اسم خوشم نمی آد؟ همین الان اپ کردم

نسترن

راستی کاش می شد تو و همسر و ايليا هم يک جوری می اومدين.

ميگل و گلچه

اسمش که خيلی خوبه انشالله خودش هم هميشه خوب باشه.

شيدا

سميه جان، بهت تبريک مي گم. از اين روزها نهايت لذت را ببر و براي روزهاي پر مشغله آينده خودت را آماده کن. اون تست ها بر پايه تحقيقات علمي استوار نيستن. و اگر چه در بيشتر موارد نتيجه درستي رو نشون مي دن ولي (بازم تاکيد مي کنم) جنبه علمي ندارن و نمی شه به اونا استناد کرد. ( اینا رو تو کامنت وب لاگ خودمم برات نوشته بودم)

mehri

سميه جون بهت تبريک ميگم ،اسم پسرتون هم خيلی قشنگه ...حس خيلی قشنگيه ،از تمام لحظاتش استفاده کن ،باهاش حرف بزن و نوازشش کن ، صبر کن به تک.ن خوردن بيفته اونوقت برات عکس العملهايی نشون ميده که اصلا باورت نميشه ...در مورد موهای دخترم هم بايد بگم من کاری نکردم به باباش رفته!!!!

باران

اخييييييييی.چه اسم نازی!يه تکون بخور ايليا کوچولو دل مامان واست پرپر ميزنه.تبريک می گم سميه جون.

نسترن

سلام سميه جون دوست داشتی بيا عکس های تولد باران و ببين.

سمیرا

اسم قشنگیه عزیزم