هنوز دندونای کپلچه بیرون نزده . ولی بعضی موقع ها بیحوصله و بداخلاق میشه معلومه درد داره. انگار چند تا رو داره با هم درمیاره. یکشنبه شب که الهی بمیرم از درد زیاد تا صبح تو بغلم بود و من و چنگ میزد 02.gif یه موقع هایی هم من و می زد از زور درد 42.gif. ایلیا گریه می کرد من گریه می کردم. اصلا نمی تونستم تحمل کنم بچم داره درد می کشه. اتفاقا دوشنبه نیومدم اداره گفتم حتما بچم دیشب تا صبح گریه کرده امروز هم درد داره و کلافست. ولی خدا رو شکر روزش خوب بود. از اون روز  به این ور هم خدا رو شکر خوبه . ولی اون شب که خیلی درد داشت حتی شیر هم نمی خورد. می خواست بخوره ولی چون درد داشت نمی تونست. فرداشم که شیر می خورد خودم حس می کردم که لثش کاملا ورم داره . ولی الان خدا رو شکر  بهتره 29.gif 

پسرک قشنگ من ! ماه مامان ! عشق مامان خیلی بلا شده و یه کارایی می کنه می خوام درسته قورتش بدم 03.gif تو حرف زدن یه کم تنبله و زیاد از زبونش استفاده نمی کنه . ولی هر چی رو بگیم و ازش بخوایم که تکرار کنه تکرار می کنه . ولی هر موقع که عشقش بکشه حرف می زنه تنبل خان 11.gif

وقتی دستش و می گیرم می برمش گردش آی حال می کنه ! هر کی از کنارمون رد میشه می فهمه که این بچه داره ذوق می کنه. با مامان و بابام یا با سیامک یا با عمو و داییش هم زیاد بیرون میره ولی با من که میره خیلی ذوق می کنه . الهی مامان فداش بشه که می میرم براش. یه موقع هایی می برمش یه مهدکودک نزدیک خونمون هست با وسایل اونجا بازی می کنه کیف می کنه . بعدشم که خسته میشه و می خوایم برگردیم میگه بل بل . بغلش می کنم به نشونه تشکر هی بوسم می کنه 11.gifو دستش و دور گردنم حلقه می کنه 06.gif

کلمه عروس و خیلی قشنگ میگه 41.gif مثل اینکه به عروس خیلی علاقه داره باید زود براش زن بگیرم 35.gif اتفاقا یکی از دوستام که چند وقته ایلیا رو ندیده زنگ زده بود بهم . میگه ایلیا چه شکلی شده ؟ بهش میگم یه عسلی شده که نگو 11.gif میگه تو رو خدا سمیه من و بگیر واسه ایلیا. من میرم تو فریز ایلیا رو هم بنداز تو زودپز یه چند سال دیگه به هم می رسیم. قول میدم عروس خوبی برات باشم 04.gif. منم بهش گفتم حالا تو برو تو فریز ولی بهت قول نمیدم. چون پسرم خواستگار زیاد داره 21.gif

آقا قد کشیده دیگه قدش به میز آرایش منم میرسه لوازم آرایش برام نزاشته . هر چی پنکک می خرم میرم می بینم شکسته . بقیشون رو هم ور می داره گم و گور می کنه .  حالا دیگه یه سبد گذاشتم کنار میز آرایش همه رو می ریزم اون تو دیگه دستش به اون تو نمی رسه عطر و ادکلن ها رو ور میداره و اونا رو گم و گور می کنه . هر دفعه از یه جا درشون میارم. 15.gif

دیروز داشتم ظرف می شستم اومده بود دستش و گرفته بود به سینک رفته بود رو نوک پاهاش داشت تلاش می کرد قدش برسه به ظرفشویی بتونه فضولی کنه 03.gif.

یه خنده های نمکی می کنه که می خوام بخورمش. وقتی هم دعواش می کنم خیلی مودب سرش و میندازه پایین و زیر چشمی نگام می کنه 04.gifحالا فکر کنین من با اخم دارم نگاش می کنم 43.gif بعد یه خنده ریزی می کنه بعد دوباره زیرچشمی نگام می کنه که دیگه اینجا من طاقت نمیارم و یه لقمه چپش می کنم. اونم از محبت من سوء استفاده می کنه و بعد دوباره برمی گرده میره همون کار و انجام میده 15.gif

یه روز دوستم با دخترش اومده بود خونمون. ببینین این پسره چیکار کرد :30.gif

202504.jpg

ایلیا : آبجی میای با ما بازی کنی ؟07.gif

پرنیان : نه ! من می خوام پیش مامانم بشینم. 01.gif

202519.jpg

ایلیا : میگم پاشو با هم بازی کنیم 43.gif

پرنیان :‌ خوب دوست ندارم . می خوام بشینم پیش مامانم 30.gif

030347.jpg

ایلیا : پا میشی یا یه دونه دیگه بزنم 38.gif

پرنیان :‌17.gif20.gif

------------------------------

233948.jpg

ببینین وروجک چطوری رفته نشسته رو میز تلفن. اینجا هم داره من و نگاه می کنه ببینه عکس العمل من چیه 15.gif

233916.jpg

بعد که با یه جیغ بنفش از طرف من روبه رو شد هر و هر داره می خنده 21.gif.

باور کنین قلبم داشت می ریخت 13.gif آخه این میزه باریک و بلنده هر لحظه احتمال برگشتنش بود 17.gif

------------------------------

033130.jpg

عین موش یکسره زیر میزناهار خوریه و از اونجا با ما دالی بازی می کنه 35.gif

چشای شیطونش و ببینین 11.gif

/ 69 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کسرا خان !

خاله سميه مگه با من قهر کردی ؟؟؟؟؟؟؟ اين وروجک فسگلی خوش تیپ زورگو را ببوسين

مامان نينی جون جونی

سلام سميه جون. خوبی؟ ايليای گل چطوره؟ خدا رو شکر که درد دندوناش بهتره. چقدر با مزه است اين پسر شيطون و بلا. کلی ببوسش. لپاشم از طرف من بکش. راستی منم مثل کسراخان ميخواستم بپرسم باهام قهری؟

نسترن

جيگرش و برم من با اين همه خواستگار.از ائون دست شيطون بلاهاييه که آدم نمی تونه بهش چيزی بگه.يه مامان گل هم مثل تو داره که ديگه همه چيز تکميله.من منتظر آدرس هستم.

لولی

آخ که هروقت عکسای تو رو ميبينم به خودم ميگم يعنی پسمل منم به اين نازی و بانمکی ميشه ان شاا.... زودتر دندونات هم در بياد تا راحت شی

سميرا

سلام مامانی خوبی ايليا که ديگه روز به روز خوردنی تر می شه خيلی دوستش دارم راستی در مورد اون نذری که گفتی آدرس ميلشو می دم بهش ميل بزن و بگو که از وبلاگ سميرا خوندی اون دختر خوبيه بهت می گه حتما اگه پيداش نکردی به من بگو

سحر

سلام من برگشتم براتون دعا کردم سلامتی؛ دل خوش؛ خوشبختی؛ آرامش؛ عاقبت بخيری؛ حاجت روايی و ... هنوز آپ نکردم آپ کردم خبر ميدم ميگم باز خوب جرات داشتی وقتی ايليا نشسته بود رو ميز تلفن عکسشو بگيری! اين نيم وجبيا هم که از در و ديوار ميرن بالا. اين بچه برادر منم همينطور هر چی هم بهش ميگم خطرناکه گوشش بدهکار نيست. خودش ميره بالا. بعد مياد پائئن ميگه خدا رحمم کرد خدايا مواظب همه کوچولوها باش

سحر

ان شاء‌الله زودتر دندون در مياره

مرجان

وای.......وای.....چه عکسهای قشنگی يه عالمه بوس واسه اين گل پسر