دیشب تا آخر شب خونه مامان اینا بودیم موقع برگشت ایلیا اصرار داشت که شب اونجا بمونه . منم واسه اینکه عادت نکنه اصرار داشتم که با خودمون ببرمش خونه . خلاصه کارمون شده بود من و بابا سیامک بدو ایلیا بدو از خونه می دوید تو حیاط از حیاط می دوید تو خونه و هیچ جوره حاضر نبود با مابیاد خونه . راستش و بخواین عادت کردنش و بهونه کرده بودم من شبا ایلیا خونه نباشه خوابم نمی بره. انگاری عادت کردم ایلیا رو بغل بگیرم و اون دستش و حلقه کنه دور گردن من و براش قصه بگم و اون یواش یواش خوابش ببره و خودم هم با آهنگ صدای نفساش بخوابم. اونم من که یه مامان کارمندم که توی روز خونه نیستم وقتی میرم خونه دوست دارم تا فردا صبحش ایلیا پیشم باشه .

خلاصه با هر ترفندی بود با گریه تا سرکوچه بردیمش ولی اینقدر مظلومانه و با گریه و با گفتن جمله های اینچنینی : به خدا بزارید بمونم خونه مامانی اینا دیگه یا می زاشتید بمونم دیگه دلمون واسش سوخت و مردد بودیم برش گردونیم یا ببریمش که دیدم مامانم هم صداش و شنیده اومد تو کوچه گفت بزارید بمونه اینجا حالا یه شب که باعث نمیشه عادت کنه حالا بچه دوست داره اینجا بخوابه . اینطوری بهتره چون صبحم تو سرما دیگه نمیخواد بیارینش اینجا. خلاصه یه چند تا ماچ از خوشحالی به من و باباش داد و رفت بمونه خونه مامانی اینا.

اصلانمی تونم نبودن ایلیا رو تو خونه حتی شب موقع خواب تحمل کنم. هی وسط شب به عادت همیشگی از خواب پریدم تا اگه پتوش رفته کنار بدم روش که با نبودنش یادم میفتاد که امشب خونه مامانیش خوابیده . البته یه خوبیش این شد که امروز صبح خواب موندم و خیلی هول هولی مجبور بودم از خونه بیام بیرون تا به سرویس برسم و دیگه مجبور نبودم پروسه انتقال ایلیا رو به خونه مامانم طی کنم. در اون صورت کلا باید قید سرویس و می زدم و تو این ترافیک خودم میومدم شرکت!

الان هم با مامانم حرف می زدم مامان می گفت ایلیا رو که دیشب برگردوندم خونه اینقدر ذوق کرده که خدا می دونه . از دست این ایلیا ! یکی ندونه میگه این بچه سال به سال مامان و بابای من و نمی بینه و اصلا هم از صبح تا ساعت 5:30 بعدازظهر پیششون نیست. واسه همین طفلک ذوق زده شده یه شب قرار شده اونجا بخوابه !

در رابطه با خوردنش هم یه چیزی برای من جالب و البته عجیبه . خونه مامانم اینا مامانم مشکلی با خوردنش نداره . خوب غذاش و می خوره. اما خونه خودمون هزار تا ادا اطوار در میاره و من باید با قاشق دنبالش باشم آخرش بلکه یه ذره غذا بخوره یا نه !

این چند روزه کلی مقاله در مورد غذا خوردن کودک تو اینترنت خوندم و الان فهمیدم که کارم اشتباهه و چرا مامانم با غذا خوردنش مشکلی نداره و من دارم. اون هم اینه که راه درست اینه که غذا رو بزاری جلوی بچه و خودتون هم مشغول غذا خوردن بشین بچه خودش اگه چند بار هم از زیر غذا خوردن در بره ولی بالاخره میشینه و همراه بقیه غذاش و می خوره. اما اگه قاشق به دست راه بیفتین دنبال بچه و یا کلا همش اصرار کنید و به منت بچه رو بکشید که مامان جون تو رو خدا تو رو جون هر کی و دوست داری برات این و می خرم اون و می خرم اینجا می برمت  اونجا می برمت بشین یه ذره غذا بخور بدتر بچه لج میکنه و نمیخوره و در ضمن از اینکه توجه شما رو بیشتر به سمت خودش جلب کرده لذت هم میبره و بیشتر در مقابل خوردن مقاوت میکنه و از اونجایی که کودکان توی این سن خیلی لجبازن میخواد که لج شما رو در بیاره. من با چشم خودم دیدم هر چی به غذای بچه حساس تر باشید بچه هم بدغذاتر میشه. پس مامانای محترم لطفا حساسیت در مقابل غذای بچه هاتون رو کم کنید تا بچه هاتون بهتر غذا بخورن.

من این راه رو امتحان کردم. همین دیشب موقع شام غذای ایلیا رو کشیدم گفتم بیا بشین شامت و بدم بخوری گفت نه نمی خورم! منم یک کلمه اصرار نکردم گفتم باشه هر موقع گشنت شد بگو و کلا غذاش رو هم برداشتم بردم گذاشتم تو یخچال و خودم و باباسیامک غذامون و خوردیم. بعد رفتیم خونه مامانم. به مامان گفتم ایلیا یه ذره شام هم نخورد. مامانم از شامشون که ماهی بود برای ایلیا کشید. ماهی ها رو پاک کردم و براش گذاشتم تو ظرف جلوش خودش تا تهش و خورد و بعد تازه بازم می خواست. البته ناگفته نماند که ایلیا عاشق سینه چاک ماهی از هر نوعشه . هر چقدر ماهی بهش بدیم می خوره و البته تن ماهی رو هم خیلی دوست داره ولی بخاطراینکه ضرر نداشته باشه خیلی بهش نمیدیم و جالب اینکه پلو زیاد دوست نداره و اگر هم بخوره خیلی کم می خوره. بچم از الان رژیم داره !

همچنان همونطور که قبلا ها هم گفتم عاشق تخم مرغ شکسته و به تخم مرغ میگه قویی . حالا اگه شما ربط کلمه قویی رو به تخم مرغ پیدا کردید به ما هم بگید نیشخند یه موقع هایی گیر میده مامان من قویی میخوام. گشنمه قویی میخوام. همین که تخم مرغ و میشکونه تو ظرف گشنگیش برطرف میشه و میره پی کارش. حالا هی من داد بزنم ایلیا بیا قوییت و بخور ایلیا میگه نمی خورم. سیرم! خنده من نمی دونم این بچه چرا اینقدر عشق شکوندن تخم مرغ داره و در حال شکستنش چه احساسی بهش دست میده ! خنده

راستی بابت استقبالتون از کنسرت ایلیا ممنون ! منتظر قسمت دومش باشید!

اینم یه سری عکس که البته واسه چند ماه گذشتس و جدید نیست:

ایلیای متفکر

یه روز تو تابستون !

ایلیا در جشن پرشین بلاگ حدود دو ماه پیش !

اواخر تابستون که یه عروسی دعوت بودیم و ایلیا کلی جینگولک بازی در آورد!

اینم یه نمونش

وروجک شیطون !

اینجا ایلیا قهر کرده !

---------------------------------------------------------------------------------

در آخر یه مطلب هم در مورد لجبازی کودکان سرچ کردم جالب بود می زارم اینجا بخونید :

چرا کودکان لجباز می‌شوند؟
وقتی کودکان درخواستی دارند و یا والدین آن‌ها را مجبور به انجام عملی برخلافمیلشان می‌کنند لجباز می‌شوند.گاهی توجه زیاد والدین به رفتارهای نامناسب کودکانسبب می‌شود که رفتارهای نادرست آنان تقویت شود،به‌طوری که کودکان به: دلیل آوردن،جر و بحث کردن، نق زدن، مجادله کردن و درخواست‌های مکرر متوسل می‌شوند. گاهی نیزعلت لجبازی کودکان آن است که والدین در برابر لجبازی‌های آنان رفتار ثابتی ندارندمثلاً یک روز هیچ عکس‌العملی در برابر لجبازی نشان نمی‌دهند و روز دیگر از آنان می‌خواهندمطابق با خواسته والدینشان رفتار کنند. اگر همیشه با کودکان رفتار ثابتی داشتهباشیم کمتر لجبازی می‌کنند. نحوه دستور دادن والدین نیز بسیار مؤثر است. اگروالدین زیاد دستور بدهند کودکان زیاد دستور می‌دهند و از انجام دستورات خودداری می‌کنند. گاه، کودکان دستور را اجرا نمی‌کنند چون کسی به آنان یاد نداده است چگونه آن کار راانجام دهند مثلاً کودک طرز استفاده از قاشق و چنگال را نیاموخته است اما والدینتوقع دارند آداب صحیح غذا خوردن را رعایت کند.
در مورد دستوراتی که به کودک می‌دهید فکر کنید
قوانین را مستقیم و واضح بیان کنید و به آنان در زمینه رعایت این قوانین کمک کنید. با کودک صمیمی شوید و به او توجه کنید، در کنارش بنشینید، به چشمهایش نگاه کنید،نامش را به زبان آورید و به انجام کار تشویقش کنید.
کارهائی را که از کودک انتظار دارید به او بگوئید.
درخواست‌های خود را به طور واضح و روشن بیان کنید، مثلاً “لیلا موقع خواب است، برولباس خوابت را بپوش”. اگر می‌خواهید کودکتان از انجام کار خاصی خودداری نکند بایدقبلاً یک بار مسئله را به او گفته باشید مثلاً “علی روی مبل نپر روی صندلی بنشین وتلویزیون نگاه کن”.
به کودک خود برای همکاری فرصت کافی بدهید.
در صورت انجام دستور از او تشکر کنید. اگر می‌خواهید کار جدیدی مثل آماده شدن برایخواب را به کودکتان یاد دهید، یک ‌بار توضیح دهید، پنج دقیقه صبر کنید سپس خواستهخود را یک بار دیگر تکرار کنید اگر می‌خواهید کودک از انجام کار خاصی خودداری کندباید از تکرار مرتب آن اجتناب کنید.
دلایل منطقی بیاورید.
اگر کودک ظرف پنج دقیقه کار مورد نظر را انجام نداد از دلایل متناسب با موقعیتاستفاده کنید. درصورتی که کودک باز هم دستور شما را انجام نداد و در همان موقعمشغول فعالیت خاصی مانند تماشای تلویزیون و یا بازی بود فعالیت او را قطع کنید (تلویزیون را خاموش کنید و یا اسباب بازی را بردارید) و به کودک در مورد دلیل انجاماین کار توضیح دهید. برای مثال کاری را که از تو خواستم انجام ندادی به‌همین دلیلتلویزیون تا ده دقیقه خاموش خواهد بود. برای حذف یک فعالیت (ندیدن تلویزیون) پنج تاده دقیقه کافی است. از شکایت و اعتراض و بحث با کودک خودداری کنید.
کودک را به فعالیت قبلی باز گردانید.
در صورتی که زمان مورد نظر برای اصلاح رفتار کودک به اتمام رسید اجازه فعالیتدوباره را داده و یا اسباب‌بازی را به کودک بدهید. اگر بعد از شروع دوباره فعالیتیا برگرداندن اسباب‌بازی، لجبازی ادامه داشت دلایل منطقی خود را تکرار کنید و به اوفرصت طولانی‌تری بدهید، مثلاً بقیه روز را و یا در صورت لزوم از روش ساکت کردن و یامحروم کردن استفاده کنید.
گاهی اوقات می‌خواهید کودک کار جدیدی را شروع کند درحالی که او به‌راحتی آن رانمی‌پذیرد مثلاً می‌خواهید کودک در ساعت معینی بخوابد در حالی که دیگر افرادخانواده بیدار هستند. در صورت ادامه مشکل رفتاری کودک به او توجه نکنید. او را رویصندلی دور از دیگر افراد خانواده بنشانید و به او بگوئید برای دو دقیقه باید ساکتبیشینی و دیگر به او توجه نکنید. اگر کودک ساکت ننشست از محروم کردن استفاده کنید وبه او بگوئید چون دو دقیقه ساکت ننشستی به همین دلیل تو را از... محروم می‌کنم. محروم کردن یعنی حذف کردن فعالیت خاصی که در آن‌زمان کودک انجام می‌دهد مثلاً بازیکردن با اسباب‌بازی و یا تماشای تلویزیون. او را به اتاق دیگر (غیر از اتاق خودش) بفرستید و با در نظر گرفتن سن کودک بین سه الی هشت دقیقه اجازه ندهید از اتاق خارجشود. اگر در این مدت کودک ناراحت یا عصبانی شد به او توجهی نکنید و در صورتی که ازاتاق خارج شد او را به جای قبلی برگردانید. در صورتی که بعد از اتمام زمان موردنظر، کودک دستورات شما را انجام داد او را تشویق کنید و در صورت سرپیچی از “روشساکت کردن و یا محروم کردن” استفاده نمائید و تا زمانی که کودک به رفتار جدید عملنکرده است روش‌های قبلی را مرتباً تکرار کنید.
-
برای آن‌که کودک مستقل شود به او حق انتخاب دهید.
-
لازم نیست تمام قوانین و دستورات را برای کودک توضیح دهید زیرا منجربه بحث کردنکودک با شما می‌شود.
-
با کودک صمیمی باشید، به او توجه کنید و به‌طور مستقیم و آشکار از او درخواستکنید.
-
کودک را به‌دلیل رفتار خوب تشویق کنید.
-
زمانی که کودک لجبازی می‌کند سریع عکس‌العمل نشان دهید.
-
از راهکارهای مختلف مانند ارائه دلایل منطقی و روش “ساکت کردن و محروم کردناستفاده کنید.

 

در پست بعد هم طرز رفتار با کودکان لجباز رو براتون می زارم.

/ 32 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
درنا

[ماچ] آخ چه جیگری شده این ایلیا خان شما من که دلم ضعف رفت عکس قهر کردنش رو دیدم مطالب جالبی بود مرسی سمیه جون

عطیه

چقدر عکسها خوشمل بودن! امان از این بچه ها...جدا نمیشه در مقایل خواسته شون مقاومت کرد... وااای خانمی ما عمرا بتونم اون مراحل آموزشی رو اجرا کنم! حتما یه جاش کم میآرم و در نتیجه باج میدم![گریه][گریه][گریه]

پارمیدا

قویی؟ اینهمه کلمه سخت و سقلمه رو میگن این بچه ها؟ بعد یه چیزایی رو نمیگن آدم شاخ در بیاره!!!![نیشخند] مطالبی رو که درباره لجبازی نوشتی باید دوباره بخونم و به کار بگیرم. درباره غذا این روش که گفتی به پارمیدا اثر نمیکنه!!!![چشمک]

مامان تینا و سینا

با اینکه عکسها مال دو ماه پیشه ولی ماشالله هزار ماشالله ایلیا چقدر تغییر کرده [ماچ] مخصوصا عکسی که مال جشن پرشین بلاگه ، خیلی ناز و جیگره [قلب] یه پسر تهرونی خوشگل و خوش تیپ که هزار تا کشته مرده داره[چشمک] [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

مریم

الاهي من فداي اين گل پسر بشم از بس كه ملوسه سمي جون براش اسفند دود كن [ماچ]

سوری مامان عسل

سلام سميه جون. مرسي خانوم واسه مطالب آموزنده ات بخصوص در مورد غذادادن بچه ها. ببوس ايلياي ناز و شيطون رو[ماچ][بغل]

دومین برف زمستونیت به خیر [خداحافظ]

شهرزاد مامان شرمینه

سلام سميه جون بابت اطلاعات مفيدي كه گذاشتي ممنون . مخصوصا غذا خوردن . [چشمک] از طرف روي ماه ايليا توپولي رو ببوس . [ماچ]

مامان ایلیا

عکسای قشنگی بود حالا که ایقدر ماهی دوست داری بیا شمال تا حسابی بهت ماهی بدیم[ماچ]

شیرین

سلام از آشنایی با شما خوشوقتم مطالبتون جالب بود من هم یک پسر باسم ایلیا دارم . من تازه شروع کردم و دوست دارم به من هم سر بزنی