سه روزه که مرخصيم تموم شده و دارم ميام سرکار. هرچند که تمام وقت توی اداره کلافه ام و فکرم پيش ايلياست. 31.gifمی زارمش پيش مامانم. خدا رو شکر خوب می مونه و اصلاْ اذيت نمی کنه. ولی من اين چند روزه خيلی از نظر روحی به هم ريخته هستم. آخه از ساعت ۷ صبح تا ۴ بعد از ظهر نمی بينمش و حسابی دلم براش تنگ ميشه.احساس بدی دارم. حس می کنم از اون روزی كه ميام اداره بين من و ايليا فاصله افتاده.17.gif 

بدجوری سر دوراهی گير کردم که آيا کاركردنم رو ادامه بدم يا بمونم خونه و ديگه سركار نيام. من فقط يک ماه فرصت دارم تاتصميم بگيرم. ولی هر چی فکر می کنم به نتيجه ای نمی رسم. 33.gifبا اينکه مامانم از خودم بهتر از ايليا نگهداری می کنه دوست دارم كه خودم پيش پسرم باشم و از بزرگ شدنش لذت ببرم. از طرف ديگه می بينم که دلم نمياد بعد از ۸ سال سابقه ، کارم رو از دست بدم و خونه نشين بشم. آخه هم کارم خوبه و هم محل کارم خوبه و خلاصه اينطوريه که ميگم توی بد وضعيتی گير کردم. 02.gifچه بيام سركار و چه نيام يه خوبيها و بديهايی داره كه تصميم گيری رو برام مشكل كرده.دوست ندارم راهی رو انتخاب کنم که بعدن پشيمون بشم. تو رو خدا برام دعا کنين که بتونم تصميم درستی بگيرم. 25.gif

ايليا امروز ۴ ماه رو تموم می کنه و ديگه فردا وارد ۵ ماهگی ميشه. 05.gifامروز يه واكسن داشت كه سيامک و مامانم بردنش. الان مامانم تماس گرفت و گفت كه واكسنش رو زديم. بچه خوبی بوده و يه كم بيشتر گريه نكرده. وزنش ۸  كيلو بوده و قدش هم ۶۵ سانت. 35.gif35.gif10.gif

من به اندازه يك وعده شير برای ايليا می زارم. ولی كمه و مامانم مجبوره كه يكی دو بار هم بهش شيرخشك بده تا من برسم. ولی دكتر امروز به مامانم گفته كه بهتره به جای شيرخشك بهش فرنی بدين.06.gif

هر روز كارای جديد و جالبی انجام ميده و من و باباش و ذوق زده می كنه. تازگيها موقعی كه خوابش ميگيره مثل باباش خواننده ميشه و شروع می كنه به خوندن تا موقعی كه خوابش ببره. 09.gif وقتی تصميم ميگيره بخنده ديگه ول كن نيست و الكی می خنده.18.gif وقتی هم كه نخواد بخنده هر كاريش می كنيم نمی خنده.11.gif برای غريبه ها حسابی كلاس می زاره و اخم می كنه و اصلا توی چهره طرف نگاه نمی كنه و صورتش رو برميگردونه (مثلا خجالت كشيده).20.gif البته اين رو هم بگم كه كلا با آقايون ميونه بهتری داره و برای خانوما خيلی قيافه ميگيره. (بچم نجيبه ديگه).03.gif

بعضی موقع ها كه بازه و حسابی سرحاله خودش رو كاملا مچاله می كنه تا موفق بشه خودش رو برگردونه و روی شكم بخوابه و معمولا هم صدای گريش در مياد.17.gif چون دستش ميمونه زير بدنش و دردش مياد. 15.gif

مدام اين دستاش توی دهنشه. نمی دونم آخه اين دستاش چی داره كه هميشه تا مشت توی دهنشه و همچين ملچ و مولوچی می كنه كه آدم هوس می كنه يه كم دست بخوره.04.gif

ببخشيد خيلی پست طولانی شد. 32.gifآخه تنبلی كرده بودم و يه مدت ننوشته بودم. ولی از اين به بعد سعی می كنم بيشتر آپ كنم.

<a%20href=Image Hosted by Photo Hosting - Free Image Hosting

ايليا عاشق حمومه. توی حموم صداش در نمياد. فقط از اينکه آب بريزم سرش خوشش نمياد.

<a%20href=Image Hosted by Photo Hosting - Free Image Hosting

وای چه خواب شيرينی.......

وای چه خواب تلخی ........

 

<a%20href=Image Hosted by Photo Hosting - Free Image Hosting

پسر کو ندارد نشان از پدر ........

/ 51 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من

سلام سميه جون خيلی از عکسهای خوشگل ايليا جون لذت بردم برايش اسپند دود کن تا چشم نخوره . در مورد کارت هم نگران نباش ان شاء ا... درست می شه همين که می تونی بجه را پيش مادرت بگذاری نعمت بزرگی است بعضی ها از گذاشتن بجه شون پيش مادرشون محروم هستند يا مادرشون فوت کرده يا مسيرها دور می باشد تو بايد خدا شکر کنی که بچه پيش مادرت هست و او نيز بخوبی ازش مراقبت می کنه اميدوارم خداوند مادرت را برايت نگه دارد . ان شاء ا... و نگران نباش به مرور زمان همه مشکلات حل می شود .

يک دوست

سلام سميه جون با هزار هزار هزار دعا برای خودت و بجه خوبت اميدوارم مشکلات نيز به زودی حل شود

يک عزيز

ايليا ناز ماشاء ا... ايليا قشنگ ماشاء ا... ماشاءا... ......................[ن

ارکا

سلام سميه جون.خوبی؟ فکر ميکردم ديگه نمی نويسی. وای که چقدر جيگره اين ايليا

زهرا ، مامان ياسين

سلام سميه خانم حال ايليا کوچولو چطوره؟ با اينکه خيلي ايليا رو دوست دارم و خيلي ناز و شيرين است اما لينکتونو بر مي دارم و ديگه براتون کامنت نمي ذارم . چون احساس مي کنم دوستيمون يک طرفه است .ببخشيد اين چند وقت مزاحمتون شدم.

زهرا

سلام سميه جون . مثل اينکه زود قضاوت کردم .ببخشيد. دوباره لينکيدمت