تازه دارم معنی انتظار رو می فهمم. تازه دارم می فهمم كه انتظار يعنی چي؟08.gif انتظار يه فرشته كوچولو و زيبا كه قراره زندگيمون رو از اين رو به اون رو كنه. يه موجود كوچولو كه با اومدنش قراره خيلی ها رو خوشحال كنه و خيلی ها منتظر ديدنش هستن.10.gif الهی من فدای اون دست و پای كوچولوش برم كه اينطوری داره برام دلبری ميكنه.21.gif آخه عشق مامانه! آخه جون مامانه! آخه شده تمام زندگی مامان!07.gif

ميگما يه نی نی كوچولو چقدر توی زندگی آدم نقش داره. از اون موقعی كه اومده باعث شده كه من ديگه به خيلی چيزا فكر نكنم. كی ميشه ۴۵ روز ديگه هم تموم بشه و من اين پسری رو ببينم.33.gif

راستی ممنونم از همتون كه اينقدر بهم توی تصميم گيری در مورد كار كردن كمك كردين. 05.gifبعد از اينكه مرخصيم تموم شد بايد ۱ ماه بيام اداره كه بيمه برام رد بشه و حقوق اين ۴ ماه مرخصيم رو بگيرم. فكر می كنم اون موقع با تجربه اون ۱ ماه راحت تر می تونم تصميم بگيرم كه چكار كنم. ولی به احتمال زياد می مونم خونه و بچم و بزرگ می كنم. واقعا نمی تونم از خير لذتی كه می تونم از بزرگ شدنش ببرم بگذرم. مگه من يه دونه ايليا بيشتر دارم كه لذت بزرگ شدنش رو يكی ديگه ببره.03.gif

هر روز كه ميگذره سيامك حساسيت بيشتری روی پسرش نشون ميده و اين من و خوشحال تر می كنه. 35.gifيه ذره بد می شينم باهام دعوا می كنه كه بچه اون تو اذيت ميشه، درست بشين. 04.gifاگه حواسم نباشه و دستم رو روی شكمم بزارم ميگه بچه له شد، دستت رو بردار.04.gif هنوز گيرش به به (ميوه به) تموم نشده و همچنان به زور به ميده من بخورم. دوباره موز خريدناش شروع شده. انار رو هم هر شب خودش برای پسرش دون می كنه و من هم زحمت خوردنش رو می كشم. خوردن پسته هم همچنان ادامه داره. خلاصه كه از هر چی به و پسته و موزه ديگه بدم مياد. ولی انار رو هر چی می خورم سير نميشم. 03.gif

پسرك مامان هم يه موقع هايی واقعا مثل اينكه با كمبود جا مواجه ميشه كه دمار از روزگار مامانيش در مياره. 33.gifالبته دستش درد نكنه. اين كارا رو كه می كنه خيالم راحته كه سالم و سرحاله .08.gif يه موقع هايی نصفه شب از بزن بكوبای آقا از خواب بيدار ميشم و با كاراش سرگرمم و ديگه خوابم نميبره. 03.gif

۴شنبه كه رفته بودم دكتر صدای قلبش رو شنيدم. صدای قلبش ديگه شبيه آدم بزرگا شده. ديگه از اون صداهايی غيرطبيعی نيست و واقعا صدای قلبه.10.gif اضافه وزنم هم ۵/۲ كيلو بود كه خدا رو شكر طبيعی بود. دكتر بهم گفت كه از اين به بعد اگه حس كردی كم داره تكون می خوره يه شربت شيرين بخور و به پهلوی چپ دراز بكش. منم از اون روز تا حالا يه كم كه اين بچه ميخواد استراحت كنه و ساكته، نگران ميشم و خلاصه يه ليوان شربت شيرين و بعد هم به پهلوی چپ می خوابم. پسرك كه دو تا لگد ميزنه خيالم راحت ميشه و پا ميشم.18.gif دكتر برام سونوگرافی هم نوشت كه بايد برم. حالا نمی دونم سه بعدی برم و ازش عكس و سی دی بگيرم يا معمولي؟ راستی كسی می دونه اين سی دی ها كه از بچه ميدن چه جوريه. مدتش چقدره و آيا كاملا نی نی و حركاتش توی سی دی مشخصه؟

 

/ 38 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان نازنين

سلام ببخشيد که يکم دير اومدم. من فيلم نخواستم. سونو چهاربعدی رفتم. عکسشو گرفتم. ولی دوستام از همون عکس گفتن نازنين شبيه باباشه ((: اولش خنديدم ولي بعدا ديدم راست ميگن. تجربه خوبيه من كه خميازه كشيدن نازنين رو هم ديدم خيلي صحنه خاصي بود. شاد باشي

الميرا

سلام سميه جون، فكر نكني يه موقع كه من فراموشت كردم. هميشه ميام بهت سر ميزنم ولي چون هنوز بچه ندارم، اكثرأ كامنت نميذارم ولي ايندفعه چون سونوگرافي 3 بعدي بچه دوستم رو ديدم ميگم كه حتمأ اينكار رو بكن چون فوق العاده هستش، وقتي به دنيا مياد انگار كه كاملأ باهاش آسنائي و اصلأ برات غريبه نيست.// در ضمن منم فكر كنم وقتي بچه دار بشم تو خونه ميمونم و بچه ام رو بزرگ ميكنم!

آرزو

سلام سمیه جون امیدوارم هم حال خودتون و هم نی نی خوب خوب باشه.من هفته ۱۴ هستم. دقیقا نمیدونم کی دکترم برای تعیین جنسیت سونو مینویسه. لطفا بگید شما از کی فهمید نی نی تون پسره. در ضمن در مورد عکس سه بعدی من دفعه قبل که دکتر رفته بودم عکس نی نی یه خانم دیگه رو دیدم .خیلی جالبه .دقیقا از صورتش عکس گرفته بودند و میشد فهمید شکل کیه. خیلی لذت بخش است قبل از به دنیا اومدن ببینی عسلک چه شکلیه. در مورد کار کردن هم من فکر میکنم کسی که یه مدت شاغل بوده یا نمیتونه دست از کار کردن بکشه و یا این که اگر هم بتونه از نظر روحی ضربه می خوره. میتونید یا نیمه وقت سر کار برید .یا دو سال مرخصی بدون حقوق بگیرید.این طوری لذت بزرگ کردن کوچولو رو هم از دست نمیدهید و همین طور کارتون رو. چون از حدود سه سالگی که نی نی مهد بره مامانا حسابی تنها میشوند و شاید فکر کنند اکر سر کار میرفتند بهتر بود. باز هم همه چی بستگی به روحیه خودتون داره. شاد باشید. یه بوس گنده از راه دور برای نی نی میفرستم.

دختر آفتاب

اخی الهی زودتر بياد صحيح و سالم و با اومدنش از همه تحولات لذت ببريد

ziba

سلام مامان خانومی خوبی ؟ايليا گلمون خوبه . اپ هستم.

بهانه

سلااااام - مامان گلي - يه عالمه برات نوشتم همش پريد. ني ني مون چطوره؟ ميگم خانوم گل به خدا من هستم فقط كمي سرم شلوغه. تازه حداقل آپ كه ميكنم ولي مامان ايليا چي كه از حالا تنبل و كم كار شده و ديربه دير آپ مي كنه. به هرحال اگر هم نباشم دائم سراغت ميام و مي بينم كه شهر امن و امانه. مراقب خودت باش. مراقب ني ني هم باش از طرف خاله بهانه ببوسش. شاد و سلامت باشي

بهانه

سلام سميه جونم - خوبي عزيزم- گل پسر چطوره؟ نمي دونم درست كامنت گذاشتم يا نه آخه دوستاني كه توي پرشين وبلاگ دارن من نمي تونم پستهاي جديدشون رو ببينم . نمي دونم در مورد توهم همينطوره يا اصلا تنبل شدي و آپ نكردي. به هرحال فقط ميخواستم حالت رو بپرسم عزيزم. مراقب خودت و پسرك باش . مي بوسمت

بهانه

سلام گلي - ممنونم - من و منگولك خوب هستيم. فقط تورو به خدا خيلي مراقب باش كه اين روزها يكوقت كفش نامناسب نپوشي و خداي ناكرده زبونم لال روي برف ليز بخوري. تا جائي كه امكان داره اصلا پياده نرو و خيلي با احتياط و آروم حركت كن. ضمنا؛ خوب هم لباس بپوش و براي اينكه ني ني سردش نشه هميشه بيرون كه هستي يه شال دور ني ني ببند. بايد صبركني و مراقب باشي بالاخره زمستونه ديگه بايد بباره و بباره و بباره . آخه من عاشق برف و بارون هستم . مي بوسمت عزيزم. مراقب خودت باش.

بهانه

سميه گلم - عزيزم - اين چه حرفيه . تازه فهميدم اشكال كار كجاست - من يه تعدادي از پرشين ها رو نمي تونم ببينم - اين مشكل رو با آنا جون داشتم حالا فهميدم كه آپ تورو هم نمي تونم ببينم. اگر بري كامنتها رو ببيني متوجه مي شي كه برات توي اين مدت كامنت گذاشتم . فقط چون مال پست قبلي بوده ظاهرا؛ تو نديدي. الان هم نمي تونم عكسهاي جديدت رو ببينم . اعصابم خورد شده. نمي دونم چكار كنم. آخه من عكس اتاق ايليا جونم رو ميخواااااام نمي دوني چكار بايد بكنم؟؟ مراقب خودت باش. مي بوسمت