امروز اومدم ازتون بخوام که یه چیزی به این مامان من بگین 30.gif آخه اين روزا يه كمي از دستش دلخورم 45.gif مي دونين براي چي؟ براي اينكه بيشتر روزا بعد از ظهر كه ميشه هر چي منتظرش مي مونم نمياد خونه 34.gif هي غر مي زنم بهونه مي گيرم كه شايد وقتي زنگ مي زنه ماماني جون بهش بگه اونم زود بياد ولي اون آخرشم دير مياد 42.gif اصلا انگار نه انگار كه من ناراحتم از نيومدنش 02.gif اي مامان بد 12.gif هميشه ساعت 5 ميومدي خونه . ولي تازگيا همش ساعت 8 مياي خونه . خيلي بدي مامان ! 45.gif خوب آخه مامان جان آدم يه روز ميره خريد نه 10 روز كه 47.gif الان كه خوب حالا  قراره سال نو باشه شما اينقدر ميري خريد. اگه يه روزي عروسي من باشه و شما بخواي مادرشوهر بشي حتما از 2 سال قبلش هي ميري خريد آره مامانم ؟07.gif

بازم به قول ماماني جوني من خيلي بچه خوبي هستم كه با شما قهر نمي كنم. البته از الان گفته باشم اگه يه بار ديگه تكرار بشه قهر مي كنم 33.gif

وای نمی دونین جدیدن من چه حرف گوش نکنی شدم  15.gif. یه بلاهایی سر خودم میارم.  همين كه مامانم ميره تو اتاق خواب خودشون اون دوستم كه تو دلمه بهم ميگه بدو برو دنبالش بپر از تخت بالا بپر پايين حرصش بده نزار به کارش برسه 39.gif منم همين كار و مي كنم. يعني ميرم رو تخت و هي خودم و پرت مي كنم اين ور و اون ور 25.gif مامانم هم مجبور ميشه بخاطر اينكه مواظب به من باشه من يهو نيفتم زمين به جاي اينكه وايسه جلوي آينه و خودش و درست كنه هي من و بگيره و قلبش تالاپ تالاپ بزنه چون من يه ذره كله خرابم 35.gif يهو ميرم دقيقا لبه تخت واي ميستم و عین آدمایی که قصد خودکشی دارن خودم و با كله پرت مي كنم زمين بعد مي شينم يه ساعت گريه مي كنم 20.gif ديشبم دقيقا همين اتفاق افتاد و مامانم يه ساعت هم گريه من و هم غر زدناي بابام و كه مي گفت مواظب به بچه نبودي تحمل كرد 02.gif ولي خودمونيما  دلم براي مامانم سوخت  12.gif آخه هي بوسم کرد و بهم گفت ايليا نپر پايين مامان 11.gif هي اومد دستم و گرفت و من و نشوند زمين و نازم کرد 06.gif بعدش که دید گوش نمی کنم هي با صدای بلند بهم تذكر داد 43.gif ولي من بازم به حرف اون دوستم تو دلم گوش كردم و رفتم رو تخت و هی مامانم و اذیت کردم و هی غش غش خندیدم و یه بارم که مامانم اومد من و بگیره از دستش فرار کردم بعد با پشت کله خوردم زمین42.gifاينقدر سرم درد گرفت و تازه مامانم هم بهم گفت حقت بود 34.gif تو باشي ديگه حرف من و گوش كني 45.gif بعدشم بابام اومد من و بغل کرد ولی مامانم نیومد من و ازش بگیره . آخه من فقط بغل مامانم آروم میشم چون مامانم اونجاییم رو که اوف شده باشه بوس می کنه من زود خوب میشم 11.gifواسه همین همش چشمم به مامانم بود كه برم بغل اون ولي مامانم از دستم عصباني بود بغلم نمي كرد 43.gif آخرش ديگه دلش برام سوخت اومد من و از بابام گرفت بعد من و بوس كرد 11.gifمی دونستم دلش نمیاد من و بغل نکنه . بعدشم رفتيم اين قدر تخت و زديم كه خورد به من 35.gif منم سريع ساكت شدم 15.gif.  

بعدشم من و برد حموم و كلي تو حموم باهام آب بازي كرد كه درد سرم يادم بره 05.gif منم تو حموم دیدم دست مامانم اوف شده بوسش كردم كه خوب بشه زودتر 11.gif 

با اينكه الان يه سال و يه ماهم داره ميشه ولي هنوزم كه هنوزه تو حموم عین نی نی کوچولوها نمی دونم چرا گشنم میشه و باید شیر بخورم 09.gifهیچی دیگه آويزون مامانم ميشم و يه ساعت تمام مامانم هي آب ميريزه رو من كه سردم نشه و من شيرم و مي خورم و خودشم هي مي لرزه از سرما 22.gif تازه يه چند بار هم پيش اومده كه همونجا خوابم برده تو حموم و مامانم نصفه نيمه من و  آب كشيده اورده بيرون46.gif نمي دونم چرا حموم يه حسي به من ميده كه دلم مي خواد بخوابم 37.gif

بعدشم كه از حموم ميام بيرون بابام اول یه لیوان آب پرتغال بهم میده می خورم 03.gifبعدم موهام و شونه می كنه و سشوار می كشه 01.gif منم اولش قشنگ وای ميستم ولی بعدش ديگه همش می خوام از دستش در برم 20.gif آخه گرمم ميشه 25.gif

 

<a%20href=Image Hosted by storage4all/>

راستي مامانم بهتون گفته كه من چقدر توي كاراي خونه كمكش مي كنم؟ همه كار مي كنم. از جارو در انواع مختلف اعم از برقي و شارژي و دستي و زميني گرفته تا پاك كردن همه شيشه ها و ميزها 04.gif يه اسفنج مامانم داره براي تميز كردن آشپزخونه . خدا نكنه دست من بيفته ديگه همه جاي خونه رو از دیوارها و رادیاتورها گرفته تا جاکفشی و خود کفشها رو باهاش تمیز می کنم 35.gif  بعدشم وقتي مي بينم واسم دست نمي زنن خودم واسه خودم دست مي زنم 41.gifاگه یه موقع واسه خونه تکونی عیدتون احتیاج به کمک داشتین خبرم کنین 05.gif

مامانم ميگه آخه بچه تو اين همه اسباب بازي مدل به مدل و رنگ به رنگ داري چرا اصلا محلشون نمي زاري07.gif چرا بيشتر با كاسه و بشقاب و سيخ كباب و قابلمه و جارو و نمي دونم ساعت و انگشتر بنده كه به طرز عجيبي ازديشب تا حالا غيب شده و تلفن خونه و سشوار و اتو و اين چيزا آخه بازي مي كني؟ حتي من به لوازم آرایش مامانم هم رحم نمي كنم و پد پنككاي مامانم و هميشه گاز مي زنم04.gif اینقدر خوشمزس 03.gifیه چیز دیگه همه که خیلی خوشمزس باطریه که من هر جا ببینم یه راست می ندازم تو دهنم و به به ! عجب کیفی داره خوردنش 10.gifشارژم می کنه حسابی 15.gifپیشنهاد میدم حتما یه بار امتحان کنین . قول میدم پشیمون نمیشین 05.gif

در ضمن بنده اتاقم و خيلي دوس دارما 01.gif ولي فقط براي چند لحظه با اسباب بازيهاش بازي مي كنم. هر موقع گريه مي كنم و ناراحتم بيشترين چيزي كه باعث خوشحاليم ميشه و باعث ميشه كه گريم و فراموش كنم اينه كه مامانم من و بغل كنه ببره دم ويترين اسباب بازيهام 01.gifدرش و باز كنه اجازه بده من خودم هر كدوم و دوست دارم ور دارم كه در اين صورت يه دختر خوشگل با موهاي بلوند بلند كه هميشه تو ويترينم نشسته رو ور مي دارم 08.gif بعد همين كه مي خوام يه ذره باهاش بازي كنم مامانم اون و ازم ميگيره چون ميگه اون نبايد خراب بشه 30.gif يه بارم برام تعريف كرد كه اون عروسك يادگاري يكي از روزاي نامزديش با بابامه كه رفته بودن شهر بازي و توي يه بازي مسابقه اي اون و برنده شدن و مامانم دوست نداره كه اون يه موقع خراب بشه 31.gif البته شما به مامانم نگینا ا 30.gifولی من بالاخره موهای این عروسک و می کنم 14.gifبخاطر اینکه اونا حق نداشتن بدون من برن شهربازی 43.gifآخه یعنی من اون موقع کجا بودم که من و نبردن 39.gif

يه موقع هایی هم كه من واي ميستم پايين ويترينم بعد مامانم ازم مي پرسه كدوم و مي خواي بعد من اشاره مي كنم به هر كدوم از اسباب بازيهام كه بخوام ميگم ايننا 11.gif مامانم هم بهم ميده . البته اگر اشتباه بده ازش مي گيرم و با عصبانيت پرتش مي كنم و بعد ميگم نه نه . ايننا و اشاره مي كنم به اوني كه مي خوام 30.gif يه خرگوش هم توي اسباب بازيهام هست كه من ازش خوشم نمياد. از مامانم مي گيرمش و هي مي كوبمش زمين تا زودتر از بين بره من ديگه ريختش و نبينم. مامانم هم ميگه بدبخت خرگوشه . يه روزي چقدر تحويلش مي گرفتيم ولي حالا ...02.gifمامانم خیلی سعی می کنه بهم یاد بده که چیزی رو پرت نکنم ولی من علاقه زیادی به این کار دارم و حالا حالاها قصد دارم این کار زشت و انجام بدم 19.gif

راستي من همچنان فقط دو تا دندون اونم پايين دارم. البته فكر نكنين من بلد نيستم دندون در بيارم ها 29.gif چون خيلي اهل شكلات و قند و كاكائو هستم فعلا نمي خوام دندون در بيارم چون دندونام اون وقت زود خراب ميشه 40.gif  يه كم كه بزرگتر بشم مسواك زدن و ياد بگيرم اون موقع دندون در ميارم كه بتونم بعد از خوردن شيريني و شكلات دندونام و مسواك كنم تا مثل رژينا دندونام تو 2 سالگي خراب نشه. شماها كه زود دندون در ميارين خيلي مواظب باشين ا . رژينا يكي از دوستامه كه 2 سال و 2 ماهشه . همه دندوناش و زود زود در آورده و چون خيلي شكلات و شيريني ميخورده و بلدم نبوده مسواك بزنه همه دندوناش خراب شده و اين هفته ميخوان بيهوشش كن و دندوناش و درست كنن 13.gif

حرف زدنم هم بيشتر فعلا با اشاره سرم منظورم و مي رسونم. البته چيزي بخوام بهش اشاره مي كنم و ميگم ايننا . مامانم اميدواره كه وقتي سال نو ميشه منم زبونم باز بشه و واسشون بلبلي كنم 05.gif

هنرنمايي هم زياد بلدم. بيشترشم خاله سپيدم بهم ياد داده . بهم ميگن ايليا ماهي شو ماهي ميشم و دهنم و باز و بسته مي كنم 04.gif ميگن موش شو صورتم و جمع مي كنم و موش ميشم 10.gif يه دستمال كاغذي ميدن دستم ميگن بينيت و پاك كن بعد من بينيم و مي كشم بالا و پاك مي كنم 21.gif ميگن پرنده شو دستام و باز و بسته مي كنم ميگم پر پر 35.gif ميگن هاپو چي ميگه ميگم هاپ هاپ 41.gifببعی چی میگه میگم بع بع 05.gif پيشي چي ميگه يه صداي ريزي از خودم توليد مي كنم كه مامانم ميگه ما هيچ پيشي اي نديديم اينطوري صدا كنه  13.gif بعد اتل متل توتوله رو بازي مي كنم و عاشق اون آخرشم كه ميگه آچين و واچين يه پات و ورچين . تا قبل از اينكه به آخرش برسه من مي خندم و سريع پام و ور مي چينم 06.gif ديگه اينكه همه اعضاي بدنم و مي شناسم و چشم و دهن و گوش و مو و بيني و دست و پا و حتي جيگرم 13.gifو هم نشون ميدم 41.gif وقتي هم كسي شروع مي كنه دونه دونه ازم بپرسه كارايي رو كه بلدم هيجاني ميشم و همه اين كارا رو كه گفتم خودم پشت سر هم قبل از اينكه ازم بپرسن انجام ميدم 21.gif 

اينقدر دوست دارم وقتی همه دور هم جمعن فقط به من توجه کنن. ميرم وسط قل مي خورم مي خوابم يه كارايي مي كنم كه همه بهم بخندن 21.gif و نگاشون فقط به من باشه 04.gifمخصوصا وقتی توی اون جمع ریحانه هم وجود داشته باشه 35.gif

تازه پسر عاقلی هم شدم و خودم بلدم از خجالت شکمم در بیام. وقتي گشنم ميشه دست مامانم و مي گيرم مي برم روی گاز و بهش نشون ميدم و ميگم به به . ولي وقتي آب مي خوام نميگم آب . الكي غر مي زنم مامانم مي فهمه آب ميخوام 03.gif مامانم و بابامم حرص می خورن که آب که کلمه راحتیه چرا پس تو یاد نمی گیری بگی ؟ 07.gif نمی دونم چرا گفتنش برام سخته 02.gif ولی غر زدن و بهونه گرفتن که برام خیلی آسون تره 14.gif

 

خلاصه من يه عالمه كاراي خوب ياد گرفتم و مامانم نظرش اينه كه اگه يه كمي از شيطونيم و ريخت و پاشيدنام كم كنم خيلي بچه خوبي هستم 41.gif. منم از همیجا بهش میگم هه 03.gif کور خوندی مامان عزیزم . منتظر شیطنت های جدید و اتفاقای عجیب در سال جدید باش 13.gif چون من نقشه های زیادی در سرم دارم که دونه دونه می خوام انجامشون بدم 04.gif

امروزم اومدم با زبون خودم پيشاپيش سال جديد رو به همتون تبريك بگم و دعا مي كنم مامانم هم در سال جديد به خواستش كه حرف گوش كن بودن منه برسه 29.gif شما هم براش دعا كنين شاید بخاطر دعاهای شما دلم براش سوزید و نقشه هایی که براش کشیدم و کمتر رو کردم. 35.gif 

 

<a%20href=Image Hosted by storage4all

 

                                              اينم يه عکس هنری از من 01.gif

 

<a%20href=Image Hosted by storage4all

 

                                                       اينم يكی ديگه 14.gif

 

/>

<a%20href=Image Hosted by storage4all

 

               آخه من از دست بابام چيكار كنم همش لپ من و اينطوری ميكشه 17.gif

/>

 

<a%20href=Image Hosted by storage4all

 

         اينم فردای تولدمه . می دونستم می خوام برم واکسن بزنم همچين پکرم 02.gif

 

/>

<a%20href=Image Hosted by storage4all

 

      در حال اجرا کردن یکی از نقشه هام و در آوردن لباسا و پرت کردن وسط اتاق   21.gif

 

 

/>/>

<a%20href=Image Hosted by storage4all

 

                 ماكارونی رو هم خيلی دوست دارم. شما هم بفرماييد ماكارونی 09.gif/>

 

<a%20href=Image Hosted by storage4all

 

                    بنده حاج آقا ايليا هستم رفتم بالا منبر تو يکی از روزای محرم 13.gif 

                           کناريمم که بدجوری رفته تو حس دوستم سيناست 04.gif

 

<a%20href=Image Hosted by storage4all

 

           اينم مال همون روزاست كه عشق دبل و داشتم و يكسره دستم بود 05.gif

/>

 

<a%20href=Image Hosted by storage4all

 

/>

                        اينجا هم یه صحنه خنده دار دیدم از خنده غش كردم 18.gif

 

<a%20href=Image Hosted by storage4all

 

                        اوضاع رو زير نظر دارم ببينم كی داره چيكار می كنه 04.gif/>

 

         ----------------------------------------------------------------------------

        خسته نباشيد 04.gif

         ----------------------------------------------------------------------------

 

پ.ن.۱:در حال حاضر ايليا با موی كوتاه برای شما می نويسد. ولی چون خيلی خوشگل شده 15.gif عكساش با موی كوتاه رو دفعه بعد براتون می زارم. شايد تا پست بعدی يه كم موهاش در بياد و خرابكاری آرايشگر معلوم نباشه 02.gif

پ.ن.۲ : خيلی تلاش كردم كم بنويسم. ولی وقتی نوشتنم تموم شد نگاه كردم ديدم دوباره طولانی شده. ببخشيد . آخه اينجا حكم دفتر خاطرات و واسه پسرم داره. ننويسم يادم ميره 20.gif

/ 61 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان صفا- مانی گردو

سمیه جان سلام . عزیزم سال نوی شمسی به تو و خانواده عزیز و ایلیای خوشگل خوش بگذره و سالی همراه با سلامتی و شادکامی برای شما آرزومندم. قربونه اون ماکارونی خوردنت بشم.

ققنوس

در سال جديد قلب تپنده و مهربان ، تن سالم ، دل شاد، روح بزرگ دست بخشنده ، پاي پر توان و ... لبخند رضايت خداوند ،آرزوهايم براي شماست.

فيروزه

ايليا جونم ، اومدم که پيشاپيش عيد رو بهت تبريک بگم ... ايشالا که سال خوبی برای تو و مامان و بابای مهبرونت باشه ... تعطيلات بهت خوش بگذره

رويای نيمه شب

سلام ايليای عزيزمپسر خوشگل مامان و بابا و خاله عزيزم دومين عيد زندگيته و شايد اوليش که ميونی توش حسابی اتيش بسوزونی ...پس خودتو آماده کن برای کلی شيطونی..عزيزم عيدت مبارک باشه و ايشالله ۱۰۰ سال ديگه هم عيد رو کنار مامان و بابا بگذرونی

شهرزاد مامان شرمينه

الهی فدات شم توپول من که اينقدر بامزه و خوردنی هستی . می دونی شرمينه نذاشته من حتی يه روسری بخرم . آفرين به تو که تحمل دوری مامان رو ميکنی تا خريد کنه . سميه جون سال نو مبارک !! با آقای همسر و گل پسر ماهت سال خوب و خوشی داشته باشی !!

بيتا مامان كيان و كيارش

سميه جون مثل هميشه عالي بود،‌ شاهكاراي اين پسر واقعا نوشتنيه، اميدوارم سال خوبي داشته باشي.......

صنم

عشق خاله صنم کنار مامانی و بابایی سال خوبی داشته باشی عزیزم

مامان رهام

سال نو تون مبارک. سال خوبی داشته باشيد. اين موش موشک رو هم که ماهی می شه از طرف من بوسش کنيد.....