اي بابا! من آخه از دست اين مامانم چكار كنم ؟ 07.gifشكايتش رو به كي بكنم‌ كه ديروز من و گم كرد. تعجب نكنيد. خوب گمم كرد ديگه. الان براتون تعريف مي كنم.

ديروز با مامانم و ماماني جون و دايي مهدي رفتيم جايي كه يه عالمه مغازه داشت و بهش مي گفتن بازار پارچه كه مامانم و ماماني جون پارچه بخرن. وقتي كه اونجا رسيديم مامانيم من و گذاشت پيش دايي مهدي كه تو ماشين بمونم و خودش با ماماني جون رفت كه خريد كنه. 02.gifخلاصه هي من قام قام كردم و هي دنده عوض كردم و هي بوق زدم و ...  يه ۲ ساعتي گذشت اينا نيومدن. همون موقع اونجا كه ماشين ما بود دو تا آقاي بي ادب با هم دعواشون شد. 45.gif دايي مهدي هم از ترس اينكه يه موقع خدايي نكرده اتفاقي براي من نيفته ماشين و برد يه جاي ديگه پارك كرد. بعد هر چي به مامانم زنگ زد كه بهش بگه كه ما يه جاي ديگه منتظرشونيم نشد كه نشد. 15.gif داييم هم عصباني شده بود و مي گفت كه مامانيت موبايلش و خاموش كرده.12.gif بعدن مامانم گفت كه باطري موبايلش تموم شده بوده. خلاصه اينقده ما اونجا وايساديم تا ديگه مغازه ها كم كم داشتن مي بستن و مي رفتن . ولي مامانم اينا نيومدن.11.gif منم خيلي ناراحت شدم . گشنم هم شده بود. خوابم هم ميومد. 02.gifاينقده نق زدم كه ديگه دايي مهدي بيشتر عصباني شد.34.gif خلاصه دايي با ماشين همه اون بازار و چند بار رفت بالا و اومد پايين. ولي مامانم اينا پيدا نشدن که نشدن. 17.gif ديگه دو تاييمون حسابي قاط زده بوديم كه يهو تلفن دايي زنگ زد و مامانم با عصبانيت گفت كه شما كجايين؟ 12.gifما ۲ ساعته داريم دنبال شما مي گرديم. فقط درست آدرس بده چون از يه مغازه زنگ مي زنم و ديگه نمي تونم بهت زنگ بزنم. خلاصه دايي مهدي بهشون گفت كه كجا وايساديم. ولي بازم هر چي منتظر شديم نيومدن. من ديگه يواش يواش از پيدا کردن مامانم داشتم نااميد می شدم که بالاخره پيدامون كردن و مامانم كلي ناراحت شده بود كه اصلا چرا من و گذاشته رفته.25.gif آخه من خيلي گشنم شده بود و اينقدر نق زدم و بهونه مامانم و گرفته بودم.02.gif همين الان مي خوام به مامانم بگم كه آخه مامان خانوم شما خانوما چرا ميريد خريد ديگه اصلا بچتون يادتون ميره.06.gif حالا همش كه ميری سركار من و تنها ميزاری. ديگه خريد و بي خيال شو ديگه.12.gif آخه مگه من چقدر طاقت دارم. ديگه يك ساعت باهاش قهر بودم.28.gif هر چي هم مامانم بوسم مي كرد و ازم معذرت خواهي مي كرد ولي من بهش نگاه نمي كردم.28.gif ديگه بعد از يه ساعت كه ديدم از كارش پشيمون شده بخشيدمش و هي بوسش كردم.10.gif حالا بهم قول داده ديگه اصلا من و غير از وقتايي كه ميره اداره تنها نزاره. ببينيم راست ميگه. البته من كه اين مامانم و ميشناسم. دو روز ديگه دوباره هوس خريد ميزنه به سرش و باز دوباره من و ول ميکنه ميره 30.gif

هفته پيش خيلي هفته خوبي بود و مامان من هم خيلي مامان خوبي بود. 35.gif نمی دونم چه خبر بود ولی همه می گفتن عيده و هر کی به هر کی می رسيد می گفت عيدتون مبارک. 08.gif ۵ روز تمام پيشم بود و من كلي كيف كردم. با هم مهموني رفتيم. مهمون اومد خونمون. يه عالمه با هم بازي كرديم و خلاصه كلي خوش گذرونديم.09.gif من خودم شنيدم كه مامانم به بابام مي گفت كه كاش ميشد همش يه چيزي ميشد كه ملت يه چند روزي تعطيل بشن.04.gif يكي نيست به مامان من بگه شما چرا فقط به فكر خودتي؟ خوب آخه اگه همش تعطيلي باشه كه ديگه همه چيز بهم ميريزه و سنگ روي سنگ بند نميشه. البته اين و بابام بهش گفت. 05.gif امان از دست اين مامانم.20.gif

يه گله ديگه از مامان و بابام دارم. 12.gif مامانم بهتون گفته كه من خيلي ماشين دوست دارم. اصلا من عاشق ماشينم. 07.gif ولي هر چي التماس مي كنم برام ماشين نمي خرن.31.gif ميگن برو اول گواهينامت و بگير بعد برات مي خريم. 32.gifهر چي هم ميگم بابا من خودم رارندگي بلدم نيازي به گواهينامه ندارم گوش نمي كنن كه .14.gif ميگن اگه گواهينامه نداشته باشي نمی تونی پشت فرمون بشينی. اگه بشينی پليس مي گيرت ميندازت زندان. راستي شماها مي دونين زندان چه جور جايييه ؟ 06.gif اگه وسيله بازي زياد داره و جاي خوبيه يه روز ماشين داييم و ور دارم برم بيرون پليس من و بگيره بندازه زندان يه ذره از دست اين مامان و بابام راحت شم.11.gif آخه بي انصافا بدجوري با احساسات من بازي مي كنن. 17.gifفكر كردن من بچه هستم  و هيچي حاليم نيست. رفتن يه دونه از اين ماشيناي الكي برام خريدن گذاشتن گوشه خونه كه من ديگه ازشون ماشين راستكي نخوام.02.gif منم روزاي اول نمي دونستم. هي سوارش مي شدم و كيف مي كردم واسه خودم. ولي از اون موقع كه فهميدم اينا من و گول زدن ديگه اصلا دست به ماشينه نمی زنم و صبح تا شب ماشينه گوشه خونه پاركه.26.gif اصلا از همين جا به مامانم ميگم كه اين ماشين و ببرن بدن به يكتا دختر همسايه كه خيلي دوسش داره . چون من ديگه سوارش نميشم. 28.gif من ماشين راستكي مي خوام كه هم بتونم بوق بزنم و هم بتونم دنده عوض كنم. که باهاش برم هر جا که دوست دارم. 17.gif

بابام كه هر چي ميگم به حرفم گوش نمي كنه. ميگه هر وقت واسه خودم خريدم يه دونه هم واسه تو مي خرم. 03.gif آخه بابا جون به من چه كه شما به رارندگي علاقه اي نداري و دوست داري همه جا با آجانس (نمي دونم درست گفتم يانه. آخه هر جا ميخوايم بريم بابام ميگه آماده اين من زنگ بزنم آجانس) بري.15.gif من كه نمي تونم صبر كنم تا شما به ماشين علاقه پيدا كني. من ماشين و دوست دارم. حالا شايد مامانم به حرفم گوش كرد.

مامانم هم که نمی دونم به حرفم گوش کنه يا نه؟ 06.gif 

مامان جون من كه تو رو اينقده دوست دارم 07.gif ديروز هي بوست مي كردم.10.gif بابا مي گفت كه اون و بوس كنم ولي من همش روم و بر مي گردوندم و تو رو بوس مي كردم.10.gif تو كه من اينقده دوست دارم هر جا كه تو خونه ميري من دنبالت ميام .35.gif بغل هر كي باشم ميپرم بغلت.08.gif تازگيا هي با اين دندون تيزم گازت مي گيرم و تو جيغت ميره هوا . 09.gif مامان خوبم برام ماشين راستكي مي خري؟ 06.gif

 

<a%20href=Image and video hosting by TinyPic

آخ افتادم ... آخ ! 15.gif خوب آخه ماشين الکی آدم سوار شه همينه ديگه

<a%20href=Image and video hosting by TinyPic

من ديگه سوار اين ماشين نميشم 02.gif من ماشين راستکی می خوام 17.gif

<a%20href=

Image and video hosting by TinyPic

آخه من نمی دونم اين ميمونه از جون من چی می خواد 06.gif

<a%20href=Image and video hosting by TinyPic

آهان . حالا تونستم از دستش فرار کنم 09.gif

<a%20href=Image and video hosting by TinyPic

اينجا هم قاب دوربين مامانم و ورداشتم و در رفتم 04.gif

<a%20href=Image and video hosting by TinyPic

خوب ديگه شيطونی بسه27.gif بای بای 23.gif

 

/ 58 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساحل

سلام سميه جونم دلم حسابی برای وب لاگت تنگ شده بود. ايليا جون رو ببوس

nilo

سلام سميه جونم خوبيين؟؟پسر گلی،خوشگل گلی قند عسل خوبه؟ ميدونی سميه جونم چرا اينقد وسواسی هستم؟چون وقتی يه کاری ميخوام کنم هی اين آقايون ميکروب و تصور کنم..حالا بايد تصور اتمو در اين ضمينه کم کنم به آقايون ديگه اي فکر کنم من پست جديد ميخوام از آقای نينی دلم واسه کاراش يه ذره شده با اينکه صبح ميام ميبينم پست جديد نزاشتين و ميدونم اکثرا صبحا وقت ميکنين بنويسين ولی تا شب 10 بر ديگه هی مييام سر ميزنم ميگم نه ،شايد سميه جون بيخواب شده ميياد آپ ميکنه نميگم اينقد اين مادرا با بچه ها کمبود خوب دارن که بيخواب شدن معنی نداره

ماني گردو

اي بابا پس خاله جون كي دوباره مياي.دلم تنگه تنگ تنگ

نونوش مامان الينا

سلام داماد ما چطوره . يه ماچ گنده بکنش . راستی من اومدم سرکار. خيلی سخته. راستی قرار وبلاگی چی شد؟

زهرا ، مامان ياسين

اومدم اينجام بگم شناختمت

سانيا

با عرض سلام 8ماهگیه ایلیا کوچولو مبارک باشه عجب ایلیای شیرین زبونی دارین مامان ایلیا دوباره ایلیای خوشگلو ناز و گم نکنیدا وگر نه دوباره قهر میکنه و تا 1 ساعت هم از بوس خبری نیست! راستی من میخوام اگه اجازه بدید لینکتون کنم. خوشحال میشم از وبم دیدن کنید. با آرزوی موفقیت و تندرستی برای شما و ایلیا کوچولو خدانگهدار www.relationship2006.persianblog.ir

ارام

سميه جون

ارام

سميخ جون بهت گفتم که شناختمت .راستی کجا کار ميکنی؟ مهندس کامپيوتری؟

ماهان

فکر می کنم دوستای وبلاگی خوبی بشيم