سلام پسر مامان! حالت چطوره.08.gif اگه تونستی حدس بزنی كه ديروز چی شد؟ ديروز برای اولين بار من صدای گروپ گروپ قلبت رو توی مطب خانم دكتر شنيدم و در اون لحظات خودم رو از هميشه بيشتر بهت نزديك ديدم.07.gif اول كه خانم دكتر ميكروفن رو روی شكمم گذاشت انگار كه وارد يه جنگل شدم. يه صداهايی مثل صدای آبشار و نمی دونم صدای پرنده و اين صداها ميومد، بعد يواش يواش يه صدای گروپ گروپ آرومی اومد كه نشون ميداد ميكروفن به قلب تو نزديك شده و بعد هم دكتر ميكروفن رو درست گذاشت روی قلبت و همزمان با صدای گروپ گروپ قلب تو كه خيلی هم صداش بلند بود قلب من هم می زد. 35.gifنمی دونم چه لحظه قشنگی بود. صدای قلبت قشنگترين صدايی بود كه تا به اين لحظه از عمرم شنيدم.07.gif اون لحظه حس می كردم كه وارد يه دنيای ديگه شدم. يه دنيای عجيب و تاريك. با اين كه اون تو رو نمی ديدم ولی تصور كردم كه الان اون تو چطوريه و تو الان توی اون دنيای تاريك داری زندگی می كنی. 01.gifخودم رو از هميشه بهت نزديكتر احساس كردم و اون لحظه بود كه باز هم برات دلتنگ شدم و بی تاب وبی قرار ديدن روی ماهت!10.gif راستی مامان جون هر دو روزی يه بار يه تكونی می خوری و مامانی رو شاد می كني. البته خيلی كوچيك و خيلی سريع. ولی من همونم خوشحالم می كنه. دكتر از روی شكمم لمست كرد و گفت كه خدا رو شكر رشدت خوب بوده. آفرين پسر خوب. من اگه اين همه دارم به خودم می رسم بخاطر اين هست كه تو خوب رشد كنی پسر گل مامان!35.gif

 

/ 13 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دخترک کولی

نمی دونستم آپ کردی وگرنه زودتر بهت سر ميزدم. بهتره چيزی نگم و فقط بگم خوشا بحالت...

مامان ديبا

سلام سميه جون . مي دوني اين روزهايي كه داري ميگذروني جزء بهترين روزهاي زندگيته ؟‌ من كه وقتي مطالبتو خوندم خيلي دلم براي اون روزها تنگ شد . حسابي قدر شو بدون . راستي در مورد سزارين نگران نباش . فقط ممكنه بعد از عمل براي راه رفتن و پايين اومدن از تخت درد داشته باشي كه اگه دكترت كپسول مفنا مك اسيد بهت بده هيچي رو حس نمي كني و خيلي راحت از تخت مياي پايين و بدو بدو مي كني !!! در مورد بي حسي كمر هم بستگي به دكتر بيهوشي و نحوه تزريق داره من دكتر م خيلي خوب بود . البته تا پنج شش ماه بعد از عمل كمرم خيلي ضعيف بود وقتي مي خوابيدم روي زمين اصلا نمي تونستم پاهامو از زمين بلند كنم حتي يك سانت ولي به مرور نرمش كردم و بهتر شدم الان كاملا به حالت عادي برگشتم . مواظب خودت و گل پسر قند عسل باش

maman veronica

سلام سميه جون . همونطور که گفتی اين صدای قلب بچه قشنگترين صدايه که من هم تا حالا شنيدم . واقعن ادم به وجد مياد و دوست داره اون لحظات تموم نشه.اميدوارم هميشه شاد و سلامت باشيد.

ziba

سلام سميه عزيزم.. حست رو کاملا ميفهمم. اين تکونای نی نی نشانه سلامتی بچست. واسه همين ما مامانا ذوق ميکنيم.راستی من تو يه سايتی خونده بودم بچه ا ز ماه های اول حاملگی سکسکه ميکنه. هم اينکه از مامانم شنيدم. حالا که دقت ميکنم بعضی تکوناش هر ۳. ۴ ثانيه مرتب پشت سر هم تکرار ميشه و تکونای خيلی کوچولو هستند. احتمالا همون سکسکه ست.

ziba

راستی سميه جون چرا فکر ميکنی ممکن سزارين بشی؟ يک علت که دکتر البته ماه اخر تشخيص ميده ما بايد سزارين بشيم اينه که سر بچه خوب پايين قرار نگرفته. واسه همينم ۱ ماه اخر رو دکترا ميگن تا ميتونيم به پهلوی چپ بخوابيم. بهر حال تو هم از دکترت بپرس حتما راهنماييت ميکنه. اميدوارم پسرت راحت راحت بدنيا بياد و تو رو اصلا اذيت نکنه. خدا رو شکر تو خانواده خودت و همسرت هستند و حتما هم هوا تو دارند. من که هيچ کسی رو اينجا ندارم برام دعا کن سزارين نشم. خلاصه مواظب خودت باش و خوب به خودت برس.

علی ((گوگوش))

سلام دمتون گرم وبلاگ توپی دارین موفق باشی bay ****www.aligoogoosh.blogfa.com****

maman veronica

راستی سميه جون يادم رفت اينو بهتون بگم من اسمم سپيده نيست .سپيده ،ادامه اسم ورونيکاست .اينجا معمولن اسامی دو بخشی هستند و ما يک بخش رو لهستانی و بخش بعدی رو ايرانی انتخاب کرديم ،که عدالت رعايت شده باشه.در ضمن اسم خودم شراره است.

آقای پدر

اين صحنه رو که مامان سهيل از مطب خانوم دکتر اومد بيرون و برام همينها رو تعريف کرد، يادم نميره.