می خواستم کلی از ایلیا عسلیم بنویسم ولی فرصت نشد. فعلا فقط اومدم عکسای قرار وبلاگی یکشنبه هفته پیش رو بزارم. ببخشید یه خورده بیات شده و یک هفته هم بیشتر از قرار وبلاگی گذشته :

از چپ به راست : ایلیای شیطون - مهدیار کپلک - ستایش نانازی - آندیا خوش تیپه با اون عینک دودی و دستمال سرش من و کشته بود عینک

نیما شیر پسر -ستایش که لیوانش و نمیداد ایلیا توش آب بخوره - آندیا رو ببینید چطوری نشسته نیشخند طفلکی یه جا از سرسره افتاد و صورتش خراشیده شد کلی گریه کرد هممون ناراحت شدیم ناراحت

رادین خوش تیپه - نازنین فاطمه جون نازنازی - آندیا عسلی

اینجا هم که ایلیا نشسته چهار نفر دارن هلش میدن تعجب  کلی سر این صحنه ما خندیدیم. یه نفر نشسته چهار نفر هل میدن خنده حالا جالبیش اینجا بود چرخ و فلکه خراب بود چه هلش میدادن چه هلش نمیدادن سرعتش یه اندازه بود .

ایشونم که معرف حضورتون هستن : عشق بنده ایلیا خان ! البته ایشون هم زیاد خوردن زمین ولی از هول اینکه یه موقع یه لحظه از تاپ و سرسره و چرخ و فلک عقب نیفتن سریع پا میشدن شیطونی می کردن ماچ

مهدیار قند و نبات  که دیروز تولد دو سالگیش بود. مهدیار جون تولدت مبارک !

ایلیای ستاره طلایی خوشگل و دوست داشتنی

این عکس ستایش و خیلی خوشم اومده ازش . شبیه این دختربچه های هندی افتاده خیلی نازه ماچ

ایلیا در حال سرسره بازی . من نمی دونم این بچه چرا همیشه عشق این و داره سد راه دیگران بشه  بشینه اون بالا نه سر بخوره پایین نه بزار کسی سر بخوره پایین ! خجالت

عصر همون روز قبل از قرار وبلاگی جلوی در شرکت

خیلی از بچه های دیگه هم بودن. کیارش وروجک - مازیار خان - دیبا و پرند و نارگل عزیز که ما از دیدنشون خوشحال شدیم. ولی ببخشید اینقدر هی دنبال این ایلیای شیطون مجبور بودم بدویم که یه موقع نخوره زمین و چیزیش نشه نشد که از همه عکس بندازم. فرصت عکس دزدی هم ندارم. ببخشید !  

راستی قراره این چند روز تعطیلی ایلیا رو از شیر بگیرم. دعا کنید موفق بشم و بچم زیاد اذیت نشه ! از الان داره اشکم در میاد. امروز روز آخریه که ایلیا شیر می خوره گریه!

/ 36 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یکتا

آخی نازی ماشااله چقدر ناز شده و چه عسکای باحالی.... امیدوارم مادر و فرزند زیاد اذیت نشید در از شیر گرفتن....

مهسا مامان ملودی

خوشحالم که مطالب به دردتون خورد حس خوبی پیدا میکنم وقتی میبینم که دیگران از پست قبلی استفاده کردن.ممنون از تبریکتون لطف دارین شما.ایلیای نازنین رو ببوسید[ماچ][ماچ]

سرخی خانم

سلام سمیه جان. خیلی خوبه که انقدر همه خانم های وبلاگی با هم ارتباط دارین و هر مدتی یک بار دور هم جمع میشین. ماشالا همه بچه ها خیلی ناز و بامزه هستن. من تو عکسهای ایلیا عاشق این کول پشتیشم که همیشه انگار از پشتش اویزون. هر وقت عکسای اینجوری رو میبینم دلم میخواد به بوسش بکنم. [ماچ]

گلی خانم

سميه جون خواهر من نمي خواد بفهمه چون كلا آدم راحتيه .... و كلا در هيچ موردي زياد با بچه اش صحبت نمي كنه ... نميدونم چرا اين جوري شده .... واقعا نمي دونم چه جوري بايد باهاش حرف بزنم چون اگه ناراحت بشه قشقرقي به پا مي كنه كه بيا و ببين

آرزو مامان ترنم

واي بابا براي خودش مردي شده ماشاا... غصه نداره از شير گرفتنش اميدوارم اذيت نشه نه ايليا جون نه خودت[قلب]

لیلا مامان آرین

من عاشق اون عکسش شدم که مثل بچه شیطونا رو سرسره نشسته و به کسی راه نمی ده.[خنده][ماچ]

سارا

چقدر ایلیا جون ماشاله ناز شده[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

تمشکی

سلام سمیه جون[لبخند] خوشحال میشم به من سر بزنی لینکت میکنم[قلب]ایلیارو ببووووووووووس[ماچ]

مامی ساتیار

سلام سمیه جون وای چه پسمل نانازی پسمل منم تا 11 روز دیگه می یاد [گل]