وای وای نمی دونين چه كيفی كردم وقتی كه رفتم سونوی سه بعدی و پسر نازم رو توی صفحه مانيتور ديدم. 08.gif تازه دكتر ازش چند تا عكس هم بهم داده كه هی نگاشون می كنم. 10.gif دكتر همه جای بدنش رو بهم نشون داد. دستاش ، پاهاش، كمرش، باسنش، صورتش و حتی لپاش و بينيش. 11.gif

قربونش برم نمی دونين آقا جلوی دوربين چه ژستی گرفته بود. مثل اينكه فهميده بود دارن ازش عكس ميگيرن هی واسه من ادا در مياورد. بچم توی عكس اول متفكرانه دستش رو روی پيشونيش گذاشته. هر كی كه عكس و می بينه ميگه انگار كه بچه هاش رو گازن اينطوری داره فكر می كنه. 18.gifتوی عكس دوم دستش رو با همون حالت آورده گذاشته روی چشمش. به قول مامانم ميگه اون لحظه می خواسته بگه اينجا هم نمی زارين من راحت باشم. حالا ميام بيرون به اندازه كافی نيگام می كنين.14.gif توی عكس سوم هم آقا دستشون رو برگردوندن و كف دست و شصتشون رو به مامانی نشون دادن. 35.gif توی عكس چهارم هم دستشون كاملا روی سينشونه و پاهاشون رو بغل كردن. 09.gif خلاصه كه در عرض ۱۰ دقيقه آقا ۱۰ تا ژست عوض كردن كه عكساشون شبيه هم نباشه.03.gif يه جا اخم كرده و همچين لباش و داده جلو كه آدم می بينه گريش ميگيره. 02.gifيه جا هم يك ته لبخند روی لباشون هست. 01.gifخلاصه كه هر كی عكس رو می بينه ميگه چقدر شبيه مامانشه و اون لحظه قيافه سيامك اينجوريه 02.gif، منم ديدم خيلی خورده توی حال سيامك بهش گفتم، گوشاش شبيه تويه 04.gif.

حالا از شوخی گذشته به محض ديدن عكسا متوجه شدم چشم و ابروش شبيه خودمه. البته چشماش باز نبود ببينم فرم چشمش به كی برده، ولی پلكش شبيه خودمه. آخه مدل پلك من با سيامك كاملا متفاوته و فاصله چشم و ابروم زياده. حالا اين آقا هم كاملا مشخصه كه فاصله چشم و ابروش و فرم پلكش مثل خودمه. البته دوست دارم كه چشماش به سيامك رفته باشه. آخه چشمای سيامك درشت تر و قشنگ تره.05.gif گونه هاش هم به خودم رفته. ولی بينی و لب و دهنش و فرم چونش فكر كنم به باباش برده. خلاصه كه خيلی خوشم اومد ازش. حالا بياد ببينيم تا اون موقع قيافش چقدر عوض ميشه. 33.gif آخه بينی و لباش خيلی گنده بود، به دكتر ميگم دكتر اگه بينی من و شوهرم رو بزاريد روی هم جفتش با هم اينقدر نميشه، اين چرا بينيش اينقدر بزرگه15.gif دكتر گفت نه خانوم، صورت اين آقا كوچولو تا موقع به دنيا اومدنش ورم داره. اندازه اجزای صورتش تا اون موقع كلی عوض ميشه. از اون روز تا حالا اين عكسا يا دست منه يا سيامك. همش داريم پسرمون رو نگاه می كنيم. سيامك ميگه معلومه خيلی متفكره كه دستش روی پيشونيشه 04.gif

می خواستم عكساش رو بزارم اينجا، ولی گفتم عكسای به دنيا اومدنش رو بزارم كه اون موقع قشنگ تره ببينيدش. 08.gifآخه شايد الان به نظر ما اينقدر قشنگ اومده. شايد شما ببينين زياد خوشتون نياد.32.gif

------------------------------------------------------------

عشق مامان! با اينكه از وول خوردنات و ژست گرفتنات معلوم بود كه بيداری ولی چقدر قشنگ چشمات رو آروم روی هم گذاشته بودی و با اين حالتت به مامان آرامش دادي. 05.gifوقتی دكتر همه اعضای بدنت رو و حتی مغز و قلبت رو چك كرد و گفت نرمال خدا رو هزار مرتبه شكر كردم و از خدا خواستم كه تو رو سالم  بهم بده. 25.gifپسرم چقدر قشنگ پاهات رو بغل كرده بودی و دستت رو گذاشته بودی روش. آخه دل مامان رفت واسه اون دستای تپل و پاهای تپلت. دلم واسه كف دست قشنگت رفت و اون لحظه آرزو كردم كه بيای و من اون كف دست و كف پای خوشگلت رو ببوسم.10.gif

عزيز مامان تنها ۳۳ روز تا اومدن تو مونده و من اين ۳۳ روز رو هم به عشق ديدن روی ماهت تحمل می كنم. وقتی تو خونه تنها هستم ميرم توی اتاقت و كنار تختت ميشينم و كلی باهات حرف می زنم. 01.gifيه موقع هايی فكر می كنم كه بابايی داره باهات بازی می كنه و صدای خنده هات مياد و يه موقع هايی هم تصور می كنم كه داری گريه می كنی و شير می خواي. اين لحظه های منتظر بودن رو دوست دارم. 07.gif

راستی گل پسر خوب واسه خودت لم دادی و اصلا هم قصد چرخيدن نداری ها. دكتر بهم گفت كه اگر بخوای طبيعی زايمان كنی بايد پياده روی كنی كه شايد اين آقا پسرتون بچرخن. منم گفتم دكتر بزارين راحت واسه خودش لم بده، چون من قصد ندارم طبيعی زايمان كنم. خلاصه كه شانس آوردی، وگرنه اينقدر راه می رفتم كه مجبور شی بچرخی 18.gif

هر كی عكسات رو می بينه ميگه آخي! چقدر نازه ! چه تپليه ! حالا خدا كنه وقتی به دنيا ميای اول به اميد خدا سالم باشی و بعد همينطوری تپل باشی. 03.gif آخه مامانی يه كم سرما خوردم،  می ترسم كه اين سرماخوردگی روی تو هم اثر بزاره و يه موقع خدايی نكرده ضعيف بشي31.gif

 

/ 42 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرزو

سلام ممنون از پیغامت. راستی خانومی من منتظر ایمیلت هستم. دلم آب شد.

ارکا

من اومده بودم عکسای ايليا جونمو ببينم:((((

MOna

سلام سميه جون. چه جالب که عکس سه بعدی ازش گرفتيد برای ما هم جالبه که عکس سه بعدی پسرت رو ببينيم. بزار ما ببينيم. ولی چهره بچه هر روز عوض ميشه دختر من از روزی که به دنيا اومده تا الانش زمين تا آسمون عوض شده. اتفاقا روزی که به دنيا اومده بود اولين روز به شوهرم گفتم :خودمونيم چقدر دماغ دخترمون گنده است!!!!!!!

مامان تینا و سینا

سلام سميه جون حالت خوبه اولين ديدارتون رو با ایلیا بهتون تبرريک ميگم . ديگه چيزی نمونده مواظب خودت و نی نی باش . ميبوسمت .

الميرا

آخی ديگه چيزی نمونده سميه جون، اميدوارم همه چيز به خوبي و خوشي پيش بره و ما هم چشممون به جمال ايلياي خوشگل روشن بشه

مهری

آخی ميدونم با ديدن اون عکسها چه حالی بهت دست داده ....از اين به بعد انتظار کشيدن سخت تر ميشه ..ببينم شازده شما انشالله قراره ۲۲ بهمن تشريف بيارن،‌مطمينی نمی خوان انقلابی ، کودتايی چيزی بکنن؟؟؟

omid

جالبه. فقط همين. کافيه يا باز هم بگم. (|):

دخترک کولی

انشالله که به سلامتی بياد. همه ما منتظرشيم ولی قول بده وقتی پسر گلت اومد ما رو ترک نکنی ها. بيشتر هم ميوه بخور تا خوب شی.

هم اتاقي

به سلامتی باشه مامان خانم... تولد زيباست

.........

سلام عزيزم بهت تبريک می گم روزهای تموم نشدنيه اين روزهای باقيمونده منم پارسال همين حس رو داشتم وقتی فقط يک هفته مونده بود ديگه از هيجان ديوانه شده بودم الان شازده کوچولو يک سالشه و تازه راه افتاده فوق العادست اما من اينجا تنهام و کسی نيست که کمکم کنه ولی برای شما که بستگانتون کنارتونن مراقبت از جو جو لذت بخشه برای هر دوتا تون و البته بابای نی نی آرزوی سلامتی می کنم آخه می گم بابا چون ۱۰ دقيقه به دنيا اومدن شازده کوچولو مونده بود که باباش رو بردن که ازش نوار قلب بگيرن مواظب خودت باش موفق باشی