سلام پسر گلم. قند عسلم. مامانی جون مثل اينكه اون تو خيلی جات خوبه كه اصلا به روی خودت نمياری و همچين ولو شدی و يه تكونم به خودت نميدي. 32.gifالبته حالا تا ۵ شنبه وقت داری اگه تكون نخوری كه می دونی مامانی باهات قهر می كنه 33.gif

ديشب شكايتت رو به بابا سيامك كردم. بهش گفتم اين پسرت خيلی تنبله . يه چيزی بهش بگو . اصلا به حرف من گوش نميده و هرچی بهش ميگم كه تكون بخور، نمی خوره. بابا سيامك هم گفت: بزار بچه راحت باشه. حالا جاش اون تو راحته تو ناراحتي.31.gif بعد هم  با صدای بلند رو به شكمم طوری كه صداش اون تو به تو هم برسه گفت: پسرم! هر موقع كه دوست داشتی و عشقت كشيد يه تكونی بخور و اصلا هم به خودت سختی نده و زياد هم اين ور و اون ور نشو. حالا هر موقع كه حال داشتی يه لنگ و لقدی هم به اين مامانت بزن تا خيالش راحت بشه. 11.gif خلاصه خوب اين باباييت ازت طرفداری می كنه ها. ولی وقتی تو اومدی بايد هوای مامان رو بيشتر داشته باشي. باشه پسرم!21.gif

با اين حساسيتهاش هم كه من رو كشته . تا دستم رو می زارم روی شكمم ميگه دستت و بردار بچه له شد. آخه بابا بگو مگه شكم من خميره كه وقتی دستم و می زارم روش بره تو 06.gif از صبح تا شب من در حال خوردنم. تازه برگشته به من ميگه تو داری به اين بچه ظلم می كنی كه هيچی نمی خوری 32.gif32.gif حالا باز جای شكرش باقيه كه به موز خوردن ديگه گير نميده. وگرنه الان واسه خودم هركولی شده بودم (حالا نه الان خيلی كوچولو موندم). 18.gif خلاصه كه پسرم اين باباييت خيلی به فكرته ها07.gif

منم كه ديگه نگو ! فكر اين كه به اميد خدا سال ديگه اين موقع تو ۷ ماهه هستی قند توی دلم آب می كنه 08.gif به موقع هايی تصور ميكنم كه چه شكلی هستی كلی ذوق می كنم. خندت رو ، گريت رو، اداهات رو تصور می كنم و فكر می كنم كه چقدر دوسشون دارم. هيكل كوچولوت رو تصور می كنم و واسه تك تك اعضای بدنت ذوق می كنم. 07.gif

فقط از خدا می خوام كه اول از همه سالم باشی و بعد هم تپل و مپل و خوشگل باشي. چون همه از من يه پسر تپل مپل می خوان05.gif

قربونت بره مامان كه حسابی فكرش و مشغول كردی و داره باهات حال می كنه07.gif

 

/ 11 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماماني

ايشالله که سالم باشه و همون که مامانش می خواد تپل مپل باشه نگران هم نباش تکون هم می خوره البته سميه جون تکونهای اوليه بچه رو زياد نمی تونی احساس کنی مثل يه نبض می مونه زير شکمت بعد يواش يواش که بچه بزرگ می شه می تونی تکون خوردنش رو احساس کنی ايشالله .

نازیلا

akheeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeey ishalaaaaaaa be salamaaaaty donya miaaaaaaaaaad ...

ziba

سلام عزيزم. من اپم. منتظرتم. با ی

مینا

سمیه جون نگران نباش همچین وقتی بزرگ شد ازت طرفداری کنه که خودت کیف کنی. مواظب خودت باش و کوچولوت رو یه نازی کن

مهدی

سلام. اشالا پرتون با خوبی و خوشی به دنيا مياد يادتون باشه زياد بخوريد تا بچتون چاق و چله بشهههههههههههههههههههههههههه خوش باشيد

محمود

سلام . وبلاگ قشنگی داريد ... تبريک تبريک . انشالله که در پناه حق پايدار باشيد .

saravi kija

سلام . سلام .. وای چقدر ذوق کردم . از لحظه ای که وبلاگت رو باز کردم دارم بلند بلند همه رو واسه همسرم می خونم و دوتايی همراه شماها ذوق می کنيم . دختر من دو سالشه و ما هنوز اون لحظه های عجيب غريب و شيرين دوران بارداری رو خوب و واضح به ياد داریم . خيلی خوشحالم که انقدر حست خوب و قشنگه . حسابی حالش رو ببر . اما بهت بگم که بعدا نی نی انقدر شيرين می شه که گاهی آدم فکر می کنه ظرفيت تحمل اين همه احساس رو نداره . می بوسمت .

saravi kija

حيف اين پرشين داره بازی درمياره . وگرنه همين الان لينکت رو می ذاشتم که دائم بتونم بيام بهت سر بزنم .

L!mo0YE $o0R@tY

سلام مامان کوچولو...!خيلی حس شيرينيه نه؟! ايشالا که هم خودت هم پسر کوچولوت سالم باشين و سال ديگه همين موقع بيام و ۷ ماهگی قند عسلتو تبريک بگم...راستی اسمشو هنوز انتخاب نکردين؟!

مامان نینی

سلام عزیزم.میدونم چه حسی داری چون خودمم دارم درکش میکنم.ایشالله نینیت سالمه سالمه.این مردا مارو کشتن اگه یه کمم اینقدر به فکر خودمون بودن چیییی مییییشد...