سلام سلام. من دوباره بی اجازه مامانم اومدم. 50.gif اول بزارین حال دوستای خوبم و بپرسم بعد از خودم بگم. 30.gif

<a%20href=Image and video hosting by TinyPic

به نظر شما من فضولم ؟06.gif نه - فقط می خوام از حالتون باخبر بشم.03.gif

 

یلدا خانوم قاشق به دست خوبی؟ می بینم که شما هم مثل من به چیزایی که یه جورایی با شیکم ارتباط داره علاقه داری. 03.gif

آی آقا یاسین جینگولک شیطون؟ تو چطوری؟ این روزا مامانیت رو زیاد اذیت نکن . باشه ! از طرف من به جوجو کوچولوتون سلام برسون و بگو خیلی منتظرتیما ..... 39.gif

۲ تا صباها چطورن . صبای خاله آرزو و صبای خاله ساجده. این صبای خاله ساجده که شیطنت از اون چشاش میباره. ولی صبای خاله آرزو خانومه ماشاا... 41.gif

الينا خانومي كه اسمت شبيه اسم منه . اسمت خيلي قشنگه 15.gif

بردیا خان شما چطوری با این مامان شیطونت؟ راستی ۶ ماهگیت مبارک . تو یه ماه از من کوچیکتری. حواست باشه ها........38.gif

 ستایش خانومی مامان ندا و بابا سامان . توی این مدت توی این دنیا بهت خوش گذشته؟  11.gif

علي كوچولوي آباداني كه بالشامون عين همه بالشت و از کجا خریدی؟ 39.gif

آقا نيكان بانمك از این به بعد همش مهمونی  اونم خونه مامان بزرگ  28.gif

هانا خانوم زبل تو هم مثل صبا از چشات شیطنت میباره 04.gif

شایان خان یه وقتی بزار به ما هم یه کم شنا یاد بده. البته اگه وقت داری؟ 07.gif

آقا کسرای چش رنگی که این آقای عکاس بی تربیت عکسات و خراب کرده. زیاد ناراحت نباش. خوب خواسته یه کم هنرش و به نمایش بزاره17.gif

جوجو بیرقداری که مامانم وبلاگت و خیلی دوست داره امیدوارم که شما هم خوب باشی. 05.gif

باران خانوم نمکی می دونی باباهامون با هم همشهری هستن؟ 01.gif

ويانا خانونم با دندون افتاده توي قندون خيلي خوشگلي ها.... 11.gif

فرین خانوم شما هم لطفا دختر خوبی باش و صبحونت و خوب بخور . 43.gif

 آرمینا خانوم ناز نازی سرزمین عجایب خوش گذشت؟ 11.gif

منگولك گوله نمك تو سطوري؟ می بینم که تیپ می زنی میری عروسی داییت. 16.gif

آي نازنين خانوم تپلي و حرف گوش نكن كه مدير مهد با مامانت كار داره بهتري؟ 04.gif

سپهر خان لطفا به مامانت بگو داستانش و زودتر تموم کنه دیگه. 31.gif

ازدست تو حسین جون پسرک شمالی. بگو ببینم این حرفای قلمبه سلمبه رو از کجا میاری 35.gif

کیانا و رایان عزیز خواهر و برادر مهربون و دوست داشتنی امیدوارم که شما هم حالتون خوب باشه.09.gif

سامي خان هيچ معلوم هست كجايي؟ اصلا خبري ازت نيست. 37.gif

رژينا خانوم شيطون ۱۶ ماهه شدنت مبارك41.gif

كيان و كيارش شما دوقلوهاي خیلی بامزه ای هستید. آقا کیان دیگه علی رو گاز نگیری که اونم کیارش و هل بده ها . 19.gif

آقا یاشار که گگ شدی و خودت و سفید کردی با پودر بچه . می بینم که خیلی شیطون شدی. خواهری جونش سرلاکش خوشمزه بود؟04.gif

 آقا روبين خوش تيپ چطورن؟16.gif

 تینا خانوم و سینای شیطون شمال خوش گذشت؟ 25.gif

آقا امیرمهدی خوش زبون شما هم خوب هر روزی مسافرتی ها.....39.gif

علیرضا خوشگله که مامانم خیلی دوست داره همیشه به سفر. 23.gif

امیرعلی که قراره در آینده همه کاره باشی و ستایش مامان شقو چقدر کم میاید این ورا. حتما وقت ندارین  و سرتون شلوغه 18.gif

و در آخر یاسمین خانوم مامان زیبا تو با مامانت چه کردی که مامانت دیگه دور و ور وبلاگستون پیداش نمیشه. بابا یه خبری از خودتون بدین 31.gif

و حالا تبریک به مناسبت کلاس اول رفتن به آهو خانوم باهوش و شیوا خانوم خوش زبون و آقا پدرام خوش تیپ : کلاس اول رفتنتون مبارک 49.gif49.gif49.gif

 

خوب دیگه کافيه. حالا يه حرفايی در مورد خودم هست که بايد بگم :

 در حال حاضر من ۷ ماه و ۱۰ روزمه - ۱۰ کیلو وزنمه - ۶۸ سانت قدمه . 41.gif صبحونه مامانی جونم بهم چایی شیرین میده. تازه پنیر و کره هم میده. ناهار معمولا فرنی می خورم. شام هم سوپ. میان وعده هام هم صبحها شیرخشکه بعدازظهرها هم شیر مامانم. دسر هم معمولا آب پرتغالی - آب انگوری -آب اناری چیزی باشه می خورم. 03.gif بستنی هم خيلی دوست دارم. ولی بدجنسا زياد بهم نميدن بخورم که .28.gif

وقتی برای چکاپ ۷ ماهگی با مامانیم رفتیم دکتر به مامان و مامانی جون گفت که این بچه رو شما دارین یه کم چاقش می کنین. آخه شما بگین من چاقم؟ 07.gif

<a%20href=Image and video hosting by TinyPic

دیگه اینکه هفته پیش مامانم من و برد حموم. من یه کم توی وان با پیشی هام آب بازی کردم و بعدش مامانم من و بغل کرد که بشوره . خلاصه نصف بدنم و شسته بود و سرمم شامپویی بود که یهو من شروع کردم شیر خوردن و چشمام و بستم و خوابیدم. 37.gifحالا شما فکر کنین همه سر و بدنمم کفی. مامانم مونده بود چیکار کنه. 07.gifهی با من حرف می زد که شاید من از خوابیدن پشیمون بشم. ولی من انگار نه انگار . 39.gif خوب آخه خوابم میومد. خلاصه مامانی جون و صدا کرد و مامانی جون من و گرفت و مامانم آروم آروم آب ریخت روم که شاید من بیدار شم. دید نه . من اصلا قصد بیدار شدن ندارم. 20.gifدیگه مجبور شدن همونطور خواب من و بردن زیر دوش و آب کشیدن و گذاشتن توی حوله و من هم همونطوری ۴ ساعت خوابیدم. 43.gifهر چی فکرمی کنم یادم نمیاد که آخه اون روز چکار کرده بودم که اینقدر خسته بودم.18.gif اینم عکسم :

 <a%20href=Image and video hosting by TinyPic

۵ شنبه سی ام شهریور هم مامانم به اصرار همکاراش من و برد اداره. جاتون خالی یه اداره ای بهشون نشون دادم. همه جا رو بهم ریختم. 19.gifمانیتور رو بلند می کردم.13.gif در پرینتر و باز می کردم بعد محکم می کوبیدم. بعد که دیدم صدای ناهنجاری رو ایجاد می کنه و نمیزاره هیچکس کار کنه هی این کار رو تکرار می کردم. 32.gifتلفن و بر می داشتم و هی می کوبیدم به میز. 43.gifخلاصه هر کاری تونستم کردم تا اون چند ساعتی که اونجا بودم نزارم هیچ کس کار کنه. 47.gifولی عوضش بغل هر کی رفتم خندیدم و اصلا گریه نکردم. مخصوصا بغل خاله ناهید و خاله فائزه که همکارای خوب مامانم هستن خیلی راحت بودم و به خاله ناهید یه عالمه خندیدم. 21.gif

Image and video hosting by TinyPic

هر جا که من و میزارن بشینم شروع می کنم چهار دست و پا به مدل خودم میرم (آخه چهار دست و پا رفتنم با همه بچه های دیگه فرق داره) یه جایی رو پیدا می کنم که بتونم بگیرمش و پاشم وایسم. 06.gifآخه من عاشق وایسادنم. بعد شروع می کنم آروم آروم دستم و ول می کنم و تمرین ایستادن می کنم که ببینم چقدر می تونم بدون کمک بایستم. 41.gifبیشتر اوقات هم از شکم بابایی جون (بابابزرگم) برای این کار استفاده می کنم. 04.gif

خلاصه که آی شیطون شدم. آی شیطون شدم. 03.gifهمه چهارچشمی همه جا مواظب به منن که من یه موقع دست گل به آب ندم یا یه موقع یه جا رو نگیرم بلند شم بعد نتونم تعادلم و حفظ کنم خدای نکرده با سر بخورم زمین. 13.gifخودمونیما ! خوب همه رو گذاشتم سرکار35.gif

راستی شمارش معکوس برای به دنيا اومدن دختر خالم شروع شده. به احتمال زياد پروازش اگه با تاخير مواجه نشه روز ۱۶ مهر . يعنی روز جهانی کودک. 07.gif

<a%20href=Image and video hosting by TinyPic

حالا تا دخترخالم بياد فعلا با عروسکش خودم و سرگرم کنم 03.gif

<a%20href=Image and video hosting by TinyPic

تختشم به هم بريزم 09.gif

<a%20href=Image and video hosting by TinyPic

اينم يه فيگور خوشگل با اردک قشنگم 13.gif

/ 47 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا،مامان ياسين

سلام سميه جون . خوبی ؟ ايليا خوبه ؟ منم خوبم خير سرم اگه نظريه ات درست نباشه خدا به دادت برسه اگر درست باشه بيا يک دکان اجاره کن و يک کار و کاسبی درست و حسابی راه بنداز . منم برات تبليغ می کنم

mamane Robin

ghorbooneh in gol besham keh enghadr bamazeh va mehrabooneh. ba oon booseye khoshgeleh. Somayyeh joon omidvaram alan betooni baz koni aksha ro nemidoonam moshgel chiyeh shayad hajme aksha ziade.

زهرا،مامان ياسين

آهاي ايليا کوچولو . شنبه ها که مامان تعطيله و پيشت مي مونه . حسابي هم که خوش گذروندي . حالا مي شه بگي چرا تنبلي مي کني و آپ نمي کني . ببين عزيز دلم يا آدم مسئوليتي رو به عهده نمي گيره يا اگر به عهده گرفت درست و حسابي انجامش مي ده . تو هم وقتي تصميم گرفتي مجال نوشتن به مامان سميه ندي و خودت نويسنده باشي پس تنبلي نکن . دهه بچه بد زندگي که فقط شير خوردن و پي پي کردن و خوابيدن نيست ايليا:

ني نی پارسا

سلام ایلیا مامانم ميگه ماشا ا.. خيلی خوشگل و تپلی شدی . اگه مامانمو بغل نکنی دوستت ميشم.

ساحل

سلام سميه جونم ايليا جون خيلی بامزه تر شده ببوسش. راستی سالگرد ازدواجتون و ۷ ماهگی ايلی مبارک!

دخترک کولی

خوشگله خوب زياد نخور که چاق بشی. حتما مامان غذاهای خوشمزه بهت ميده. نه؟ راستی من فقط تونستم يه عکس فينگيلی رو ببينم

شراره مامان بردیا

الهی ی ی ی ی ی ی چه نمکی ی ی ی ی ی ی ی ی ی فدات بشم من قربونت برم من. سمیه جون وقت کردین باعث سعادت میشه یه تک پا تشریف بیارین در خدمت باشیم با یه سفره دوستانه

آزاده

ای موش بخوره شما رو که انقده شيرينی. تجسم صحنه شير خوردن و خوابيدنت تو حموم برام خيلی جالب بود. بووووووووووووووس گنده.

ايده

اين شير خوردنش زير دوش موم خيلی باحال بود يعنی واقعا بيدار نشد؟

صنم

با سلام سه باره يه کمی مارو تحويل بگيرين بابا ايليا جون خاله قربونت بشه بيا ببين ازت چيا نوشتم اين مامان خانمی که همه جا میره به جز پيش ما