16.gifمثل اینکه همه از این مسابقه فینگیل ها خیلی استقبال کردن. خوب حالا براتون میگم :01.gif

در پست قبل گفتم این مسابقه در ۴ رشته برگزار میشه . اما گویا تا حالا ۳ تا رشته دیگه بهش اضافه شده و تا روز مسابقه احتمالا چند تا رشته دیگه هم اضافه بشه :  

۱- حمل عروسک     2- وزنه برداری            3- دو چهار دست و پا       4- قویترین فینگیل

۵- حرکت با رورک     ۶- سه  چرخه سواری  ۷- دو میدانی برای بچه های ۳ تا ۵ سال

البته هر رشته مربوط به رده سنیه خودشه. البته هر کسی بخواد می تونه ورزش دیگه ای رو هم پیشنهاد بده . اگه تعداد شرکت کنندش به حد نصاب برسه اون مسابقه رو هم اضافه می کنن. 

طریقه ثبت نام اینطوریه که میرین تو سایت www.fingil.com فرم ثبت نام رو پر می کنین و اگر هر بچه ای استعداد خاصی توی ورزش دیگه ای غیر از 4 مورد بالا داشته باشه توی قسمت      " استعداد و توانایی ها " یادداشت می کنین. شماره تلفن و آدرستون رو حتما توی فرم ثبت نام ذکر کنین. چون قبل از مسابقه باهاتون تماس می گیرن. 

توی خرداد ماه برای هر فینگیلی که ثبت نام شده کارت عضویت میاد. تاریخ مسابقه از 12 تیر لغایت 15 تیر در 4 رده سنی :

1- یک تا دو سال        2- دو تا سه سال      3- سه تا چهار سال     4- چهار تا پنج سال

برگزار میشه . مکان مسابقه استادیوم 12000 نفری آزادیه . هر کسی هم که بخواد می تونه به عنوان تماشاچی روز مسابقه بلیط تهیه کنه و مسابقه رو تماشا کنه .

من کار همتون و راحت کردم و با یه تلفن همه این اطلاعات و گرفتم. هر کی دوست داشته باشه می تونه فینگیلش و ثبت نامه کنه 05.gif

تو فکر یه راهی هستم تا با مسئولین این مسابقه هماهنگ کنم که ما وبلاگیا هممون توی استادیوم آزادی توی یه قسمت بشینیم و همه با هم مسابقه دادن فینگیلامون و تماشا کنیم. حالا نمی دونم بشه یا نه ؟ ولی اگرم نشد خودمون با هم یه جا توی استادیوم قرار می زاریم. خوبه ؟01.gif

یه چیز دیگه اینکه لطف کنین هر کی فینگیلش و ثبت نام کرد به من اطلاع بده تا اگه خواستیم روز مسابقه توی استادیوم قرار بزاریم بهتون اطلاع بدم 15.gif.

حالا میریم سراغ گل پسر مامان ! عشق مامان ! عزیز مامان ! که داره تمرین می کنه واسه مسابقه  08.gif

001207.jpg

بالاخره اون دندون بی ادبه که ایلیا تو پست قبلی باهاش دعوا کرد خجالت کشید و یه تکونی به خودش داد و اومد بیرون 41.gif. البته بعد از این همه اذیت کردن بچم و این همه بی تابیش فقط یه دونشون افتخار تشریف فرمایی دادن. یکی دیگشون هم که چسبیده به این دندونه نوکش زده بیرون. اما از بقیه دندونا هیچ خبری نیست فعلا 02.gif ما فکر می کردیم قراره همه دندونا با هم خدمت برسن که خوب اشتباه می کردیم متاسفانه . فقط خدا کنه بقیش راحت دربیاد و ایلیا اذیت نشه که طاقت بی تابیهاش و ندارم 29.gif

001117.jpg

فعلا ایلیا خوبه و دوباره می خنده 21.gif غیر از صبح ها که همچنان بد اخلاقه 02.gif توقع داره چشاش و که باز می کنه من و کنار خودش ببینه و میمی بره تو دهنش 10.gif ولی وقتی نمیره عصبانی میشه و بنده خدا هی مامانم و می زنه 07.gif طفلی مامانم این همه داره واسش زحمت می کشه آخرشم صبح به صبح باید یه فصل از این فسقلی کتک بخوره 23.gif.

از شیشه به شدت زده شده طوری که همین که پستونک شیشه میره تو دهنش تف می کنه بیرون 22.gif به هیچ وجه دیگه توی بیداری شیشه نمی خوره. فقط مواقعی که خوابه شیشه رو پر فرنی یا سرلاک می کنیم و می زاریم دهنش نمی فهمه می خوره و سیر میشه . هر کاریش می کنیم غذاخور بشه نمیشه و اصلا نمی دونم دیگه باید با این مشکل چیکار کنم 02.gif.

ساعت ۵ که من می رسم در خونه مامان و می زنم صدای مامان و می شنوم که میگه ایلیا بدو مامان و بعد میان در و برام باز می کنن. باورتون میشه ایلیا همون جلوی در یقه من و می گیره شیر می خواد ؟07.gif اصلا نمی زاره من برم تو . همون جا میپره بغلم و با دستش مقنعه و لباس من و میزنه کنار تا شیر بخوره 03.gif حالا نمی دونم از زور گشنگیه یا از فرط دلتنگی واسه عشقش یعنی میمی مامان 05.gif از الان دارم فکر می کنم با این همه وابستگی که ایلیا به شیر من داره اصلا این بچه رو چطوری من بعدن از شیر بگیرم ؟ 34.gifخیلی ها بهم میگن اگه می خوای بچت غذاخور بشه باید دیگه از شیر بگیریش . ولی من اصلا دلم نمیاد . تصمیم دارم کامل تا ۲ سالگی شیر و بهش بدم 30.gif. نوش جونش بشه 11.gif خدا کنه گوشت رونش هم بشه 35.gif.

امروز صبح همین که ساعت یک ربع به هفت می خواستم از خونه بیام بیرون بیدار شد. دیگه منم قید سرویس و زدم و خوابیدم کنارش شیرش و خورد و باهاش بازی کردم و ساعت هشت و ربع دادمش مامان و خودم ۹ رسیدم اداره . کلا روزایی که صبحش من و ببینه و شیر بخوره سر حال تره و دیگه تا بعدازظهر بهونه نمی گیره 11.gif

کپلچه قشنگ من دیگه داره به حرف میاد ! 41.gifدیشب من داشتم هویج خرد می کردم برای تو غذا اومد تو آشپزخونه تا هویج و دست من دید تند و تند می گفت هبیج هبیج . اینقدر بامزه بعضی از کلمه ها رو میگه ها ! 30.gifکلی ذوق کردم و  یه دونه هویج دادم دستش 03.gif.

بهش میگم ایلیا مامان و چند تا دوست داری دو تا دستاش و میاره جلوی دستش و عدد ده و نشون میده خیلی بامزه میگه ده تا ! 06.gif. کلا هر کی و ازش بپرسیم چند تا دوست داری جواب میده ده تا ! بچم بین هیچکس فرق نمی زاره همه رو ده تا دوس داره 41.gif.

امروز صبح به سیامک گفتم وای دیرم شد. ساعت چنده ؟ ایلیا زودی جواب داد ده . فعلا عدد ۱۰ و خوب یاد گرفته وروجک 21.gif 

به محض شنیدن کلمه بوس لباش و غنچه می کنه تا بره برسه به اون کسی که می خواد بوسش کنه (حتی اگه خیلی ازش فاصله داشته باشه) و بعد لبش و گذاشت رو لب طرف غنچهه باز میشه  11.gif.

بهش میگیم ایلیا واسه فلانی بوس بفرست. دستاش و می زاره رو دهنش و یه دونه از اون آبداراش و همراه با یه صدای خوشگل واسه طرف می فرسته 35.gif.

هر کسی و دوست داشته باشه وقتی از دور ببینه براش دست تکون میده و از هر جا که بخوایم بریم به نشانه خداحافظی براش دست تکون میده 27.gif.

به محض شنیدن کلمه پارک شروع می کنه پاک پاک کردن که من و ببرین پارک ! باباش هر روز بعدازظهر می برش. سیامک تعریف می کنه تو پارک دو تادختر بچه ۵-۴ ساله هستن. هر روز که ایلیا رو می برم دستش و میگیرن باهاش بازی میکنن. همشم سر ایلیا با هم دعواشون میشه . یکی میگه ایلیا بیاد بغل من . اون یکی میگه بیاد بغل من. این یکی میگه من دستش و بگیرم . اون یکی میگه من دستش و بگیرم. سیامک میگه منم گفتم نوبتی دست ایلیا رو بگیرن 21.gif. حالا هی من بگم بچم خاطرخواه زیاد داره شما باور نکنین 04.gif.

001157.jpg

 همچنان عاشقانه بابام و دوست داره . ظهرها که بابام خوابه از سرو کولش اینقدر میره بالا و اینقدر با موهاش ور میره که بابام نخوابه با اون بازی کنه 25.gif یه موقع هایی هم اگه ببینه بابام زیاد حواسش به اون نیست یه کارایی می کنه تا نظرش و جلب کنه می میریم از خنده . مثلا میره جلوش هی شیرین کاری می کنه . خودش و میندازه زمین و هی رو زمین قل می خوره . هی از خودش صدا در میاره تا نظر بابام و به خودش جلب کنه . فقط هم با بابام اینطوریه 35.gif.

قصه شنگول و منگول و خیلی دوست داره و هر موقع براش تعریف می کنم خیلی آروم و با دقت گوش می کنه 32.gif.

آگهی بازرگانی های تلویزیون که نگین ! هر جا حتی تو حمومم که باشه صداش و بشنوه باید بره وایسه جلوی تلویزیون نگاه کنه . هنوز سی دیش و گیر نیاوردم. ولی دنبالشم . برای مواقعی که  کار دارم لازمه 15.gif.

عاشق دوچرخه سواریه . اما از این دوچرخه بزرگا. سه چرخه خودش و کمتر بازی می کنه . دوست داره سوار دوچرخه بزرگتر از خودش بشه و همینطوری راش ببریم. بعدشم دیگه باید به زور پیادش کنیم01.gif.

من نمی دونم این بچه چرا اینقدر به دستمال سرای ریحانه علاقه داره . همین که ریحانه رو با دستمال سر می بینه از سرش میکشه ور میداره میاره میگه سرم کنین 04.gif

014948.jpg

زیاد اهل خوراکی خوردن نیست. ولی از اینکه ببری مغازه واسش یه چیزی بخری بدی دستش کیف می کنه . در واقع به نام اون به کام من و باباش 04.gif. البته بابام هر روز می برش تو مغازه نزدیک خونمون و واسش شیر پاکتی می گیره. اون و خوب می خوره . اگه یه روز نبره ایلیا دست بابام و میگیره میره تو اون مغازه و میگه اوننا ! 10.gif

یه بار دیدم یه عروسک و برداشته لباسش و زده بالا داره بهش ممه میده اینقدر کیف کردم تا تونستم بوسش کردم !11.gif

به محض اینکه ظرف غذا رو می بینه که می خوایم بهش غذا بدیم قاشق و ازمون میگیره و اون میخواد به ما غذا بده و هرچی غذاس به زور می چپونه تو دهنمون و مدام هم سرش و تکون میده و میگه به به ! 21.gif دیروز که دیگه داشت من و خفه می کرد. یه ظرف گوجه سبز جلومون بود. همه رو مشت کرد تو دستاش و اومد وایساد رو به روی من و همه رو پشت سر هم مینداخت دهن من. اجازه هم نمیداد که لااقل بخورمشون بعد بعدیش و بندازه . بعد که میدید نمی تونم حرف بزنم و دارم خفه میشم می خندید شیطون 21.gif.

الهی فداش بشم من که روز به روز داره شیرین تر و عسل تر و خوردنی تر میشه 08.gif

------------------

102102.jpg

من و میشناسین ؟

102108.jpg

هه هه! 04.gif من ایلیا فیلسوفه هستم دیگه 15.gif

173416.jpg

چی داداش ؟ کسی با من کاری داشت ؟07.gif

173336.jpg

آخه شیشه عینکم کثیف شده از پشت اون نمی بینم 29.gif

 173435.jpg

آهان ! حالا تمیز شد. حالا خوب می بینم  16.gif

/ 93 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی

مبارک باشه آقا کوچولو

ايليا

اوه اوه دندونای خوشگل رو ببين راستی ايليا دندوناش دراومده به منم بوس ميدی اومممممممم

ياس

از دست اين فينگيل شيطون بلا. از طرف من حسابی ماچش کن اين آقارو.

مريم مامان پارميس

چقدر عينک بهش مياد ميگم موقعی که دارين غذا ميخورين بنشونينش پيش خودتون و چيزی بهش ندين التماسش هم نکنين که بخوره بذارين فقط نگاه کنه شايد يواش يواش خودش تحريک بشه البته شادم قبلا امتحان کرده باشين اما بهر حال احتمالا اين شير خوردن بيشتر از ۲ سالگی طول ميکشه

الهام مامان دل آرام

سلام بابا اين فینگل تو هم ديگه حسابی بزرگ شده هاخيلی ببوسش... منم دل آرامو ثبت نام کردم...تا ببينيم چطور ميشه وقتی بچه ها دارن به حرف ميوفتن آدم يه جورايی از فرط هيجان نفسش بند مياد...کاملا می فهممت

شهرزاد مامان حسين

ای جونم. من که اسير اين پسر نازنازی تو هستم سميه جون. عکساش که همه درجه يک. قربون شيرينکاريهاش . ببوسش. خودت چطوری خانمی. خوبی؟

دوستت

مسخره اس اما من نه غلو ميکنم نه دروع ميگم يه شب خواب تو رو با اينکه نديدمت و پسرتو ديدم

رویا ( مامان ایلیا )

سلام گلم چرا آپ نمی کنی ؟ هی میامو میرم ولی خبری از مطلبو عکس جدید نیست نمی گی ایلیا ی من منتظر یاد گرفتن چیزای جدید از ایلیای ماه ماهیه ؟ راستی مسابقه گروه زیر یه سال نداره ؟ پس لینک" پسرم ایلیا "کو ؟